آجر و دیوارهای آجری و کاربرد آن
تاريخچه آجر از آغاز تا امروز
باغهای معلق بابل يکی از عجايب هفتگانه جهان، ديوار چين تنها بنای قابل رويت از کره ماه، مسجد ايا صوفيه از زيباترين بناهای مذهبی، تاج محل، قلعه قرون وسطايی مالبورگ در لهستان، ۲۰۰۰ معبد در پاگن برمه که بيش از نهصد سال دست نخورده باقی مانده اند، گنبد کليسای فلورانس، ۸۰۰ کيلومتر سيستم فاضلاب زير زمينی لندن، در يک نکته مشترک هستند: همه اين بناها از خشت پخته( آجر) ساخته شده اند.
جيمز کمپل در کتاب تاريخ جهانی آجر بسياری از اين بناهای تاريخی و همچنين ساختمانهای مدرن را هم از لحاظ تکنيکی و هم از لحاظ معماری به نحو شايسته ای بررسی کرده است.
به نظر وی آجر در عين پيچيدگی از ساده ترين مصالح ساختمانی است که به اندازه کافی مورد توجه مردم عادی و حتی معماران نيز قرار نگرفته است.

تاريخ استفاده بشر از خشت برای ساختمان سازی به ۱۰۰۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح باز می گردد. اما اولين بناهای آجری در حدود ۳۵۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح در منطقه بين النهرين ساخته شده اند.
کمپبل با گذری به تاریخ این دوره نه تنها به معرفی معماری، بلکه به فن آجرپزی و انواع مختلف استفاده از آجر می پردازد. از جمله بناهای باقی مانده از اين دوران شهر شوش و زيگورات چغا زنبيل در نزديکی آن است.
شوش و تيسفون مراکز معماری جهان باستان

شوش پايتخت ايلام حدود ۴۰۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح ساخته شد و دارای مهمترين بناهای آجری تمدن های اوليه بشری است. شکوه و عظمت شوش در زمان داريوش کبير به اوج خود رسيد.
خرابه های شوش در دهه پنجم قرن ۱۹ ميلادی توسط باستان شناسان بريتانيائی کشف شد. اما مهمترين کشفيات در شوش، از جمله حفاری و کشف تپه های آپادانا توسط باستان شناسان فرانسوی انجام گرفت.
قسمتی از قصر داريوش و تالار معروف آن را در موزه لوور پاريس می توان بازديد کرد. تا انقلاب ايران در بهمن 1357 انحصار تحقيقات باستان شناسی و حفاری در جنوب ايران همچنان در اختيار فرانسوی ها بود.
اهميت شوش از نظر باستان شناسی و تاريخ معماری از آن جهت است که تمامی سبک های مختلف ساختمان سازی از مناطق مختلف جهان باستان به نحوی دوباره در شوش يافت شدند.
داريوش با به کار گرفتن هنرمندان مناطق مختلف تحت سلطه خويش يکی از زيباترين شهرهای جهان آن روز را بنا کرده بود.
استفاده از آجرهای رنگی در ترکيبی زيبا که نمايگر توانايی هنری معماران آن زمان بود، در ساخت اين قصر به اوج خود رسيد. قصر داريوش حتی سالها پس از انقراض سلسله هخامنشيان الگوی معماری بود.
بعد از شوش، تيسفون پايتخت ساسانيان به مرکز معماری با آجر تبديل شد. قصر تيسفون با حدود ۲۵ متر دهانه بدون ستون های باربر و سقف گنبدی آن بزرگترين بنای آجری جهان بود.
مسجد ايا صوفيه در استانبول
بدون اغراق اين اثر بزرگ نمايانگر تکنيک والای معماری آن زمان بوده است. تحقيقات کمپل نشان
می دهد که حتی تا چند قرن پس از انقراض سلسله ساسانيان در بسياری از مناطقی که سنگهای طبيعی برای ساختمان در دسترس نبوده است از اين تکنيک برای ساخت بناهای آجری استفاده می شده است. اين روش ساختمان سازی بعد ها توسط مسلمانان به اقصی نقاط امپراتوری اسلامی صادر شد.
نویسنده در قسمتی از بخش دوم به بررسی معماری دوران ساسانیان و سامانیان می پردازد. از زمان سامانيان و اولين خاقان چين در جهان باستان بناهای آجری بزرگتر و بلندتری به جا مانده اند، که اين حاکی از پيشرفت های تکنيکی آن زمان و بوجود آمدن ابزار کار مناسب است. از شاهکارهای معماری اين زمان مسجد ايا صوفيه در استانبول است، که در اصل به عنوان کليسا ساخته شده بود.
بخارا و بناهای آجری
از اولين آثار معماری اسلامی مختص اين دوران، مسجد ماه خاصه در مجموعه چهار بکر بخارا و بخصوص مقبره امير منصور سامانی در بخارا، که به دستور شاه اسماعيل سامانی بنا شده بودند، به دليل ويژگیهای آنها جايگاه مهمی در معماری اين دوره دارند.


مقبره امير منصور سامانی که قرنها زير خاک مدفون بود، در سال ۱۹۳۴ ميلادی توسط باستان شناسان روسی کشف شد
در بسياری از ساختمان ها با تالارهای بزرگ، نظير مساجد و سالنهای اجتماع از ويژگيهای فيزيکی گنبد برای سقف اين تالارها استفاده می شد.
پلان دايره وار شکل معمول اين بناها بود. اما در ساخت مقبره سامانی برای اولين بار گنبد کروی بر روی يک پلان مربع شکل ساخته شد، که اين انقلابی در هنر معماری و تکنيک ساختمان سازی بود.
معماران اين دوره به دليل حرام بودن مجسمه سازی در اسلام سعی بر اين داشتند که به شيوه سمبليک که پيچيدگی های خاص خود را داشت بناهای مذهبی خود را تزيين کنند.
تا قبل از پيدايش سراميک، حکاکی بر روی سنگ هنر بسيار مشکل و بر روی آجر غير ممکن بود. در مقبره سامانی از اين شيوه به نحو شايسته ای استفاده می شود. گنبد کروی سمبل آسمان، مکعب زير آن سمبل کعبه، و ترکيب اين دو با هم سمبل جهان است. فرم سبد مانند ديوارهای خارجی اين مقبره به نحو زيبايی بازی نور و سايه را به نمايش می گذارد. چهار نمای اين بنا در هر زمانی از روز به دليل زاويه متغير تابش خورشيد شکل متفاوتی به خود می گيرند.
معماری مذهبی در قرون وسطی
در قرون وسطی، معماری مذهبی چه در اروپای تحت نفوذ کليسای کاتوليک، چه در چين و برمه تحت نفوذ بوديسم، و يا معماری اسلامی در خاورميانه و شمال آفريقا و اسپانيا هدف مشترکی را دنبال می کند، تمامی صاحبان قدرت در اين دوره به اهميت معماری و ساختمان به عنوان يک اثر دايمی قدرت سياسی و مذهبی پی می برند و به شدت به ترويج آن می پردازند.

در بخش سوم کتاب تاريخ جهانی آجر بناهای مذهبی در آسيای جنوب شرقی و اروپای مرکزی و شمالی بخصوص فرانسه، ايتاليا و آلمان بعنوان مراکز معماری اروپا و معماری اسلامی از اسپانيا تا هند مورد بررسی قرار می گيرند.
به جرات می توان گفت که مرکز بناهای اسلامی آجری در ايران بوده است. حاکمان مختلف اين دوره از سلجوقيان تا مغولها و تيموريان دارای سبکهای مختلف معماری بوده اند که در تمامی آنها آجر مشترک است که می توان از مسجد امام علی در اصفهان، مسجد منار کلان در بخارا و از همه مهمتر مقبره سلطان محمد خدابنده در سلطانيه زنجان نام برد.
بخش چهارم منحصر به دوران رنسانس است. عليرغم تمرکز نويسنده بر معماری رنسانس و باروک ايتاليا که در ديگر کشورهای اروپايی از انگلستان تا روسيه نفوذ چشمگيری داشت، قسمت عمده ای از اين بخش به بررسی تکنيکی و هنری معماری صفوی می پردازد.

اصفهان که در قرون ۱۱ و ۱۲ ميلادی پايتخت سلجوقيان بود، با به قدرت رسيدن صفويان در سده 17 ميلادی و بخصوص در عهد شاه عباس به اوج شکوه و عظمت خود می رسد.
به جز مساجد و بناهايی نظير عالی قاپو و ميدان نقش جهان می توان از دو پل معروف اصفهان پل خواجو و سی و سه پل نام برد. اين دو پل آجری که اصل تقارن در آنها به دقت رعايت شده است، کاملا بر خلاف پلهای اروپايی طراحی شده اند.

بناهای ساخته شده در اين زمان بر روی پلهای اروپايی، کاملا بدون ارزش های معماری بودند، چرا که در اين دوره رودخانه ها در اروپا به عنوان فاضلاب هم استفاده می شدند و ساختمانهای مشرف بر اين رودخانه ها و يا بر روی پلها محل مناسبی برای سکونت نبوده اند. در عوض پلهای اصفهان بناهای با شکوهی بودند که به عنوان مرکز اقتصادی پايتخت، نقش مهمی ايفا می نمودند. با پايان دوره صفويان عهد استفاده از آجر برای نمای ساختمان به عنوان سمبل معماری اسلامی نيز به تدريج از ميان می رود. برای مثال می توان از تاج محل در هند نام برد که از سنگ مرمر برای روبنای ساختمان استفاده شده است.
بخش پنجم به بررسی معماری عصر روشنگری می پردازد. متاسفانه در اين بخش به اندازه کافی به سبک نئوکلاسيسم و به عبارت ديگر معماری انقلابی در فرانسه توجه نمی شود و اين از معدود انتقاداتی است که می توان به اين اثر جالب وارد دانست.
بخش ششم مختص به معرفی و بررسی دوران صنعتی در اروپا و آمریکا است. با نگاهی به صنعت مدرن آجرسازی و به ويژه روند پیشرفت تکنیکی کوره های آجرپزی تمرکز کمپل متوجه معماری اروپای مرکزی است.
از بناهای مسکونی برای کارگران در انگلستان و همچنین ویلاهای شهری برای ثروتمندان تا ساختمان های عمومی و فرهنگی و مذهبی مورد بررسی دقیق کمپل قرار می گیرند.
نقش آجر در معماری نوين
بخش هفتم را می توان به جرأت يکی از بهترين بخشهای اين کتاب دانست. اين بخش به بررسی و تحليل معماری قرن بيستم و استفاده آجر در سبکهای مختلف معماری اين دوره می پردازد.
عليرغم سبکهای کاملأ متفاوت و پيچيده معماری مدرن و تمايل کمپل به معماری اروپايی معروف به معماری مدرسه آمستردام، سعی وی در گذری بی طرف به مهمترين آثار اين دوره چشمگير است. او موفق می شود آثار پيشروان معماری مدرن مانند لويی کان (Louis Kahn ) را جدا از بحث های جانبی معرفی کند.
معرفی کارهای معماران بزرگ زمان حاضر مانند الوار آلتو (Alvar Aalto ) رنزو پيانو (Renzo Piano )، ويلم مارينوس دودک ( Willem Marinus Dudok ) ماريو بوتا (Mario Botta ) و فرانک لويد رايت(Frank Lloyd Wright ) در اين بخش نقش مهمی را در معرفی معماری مدرن ايفا می کند که مطمئنا برای علاقه مندان و معماران جالب توجه است.
قلعۀ زهاك ۳۰ قرن مسكونی بود
در سال ۱۸۳۰ كلنل مونت ایت انگلیسی قلعۀ اژدهاك را كشف و آن را آتشكدهای كهن معرفی كرد
قلعه زهاك كه بر اساس بررسیهای سطحی باستانشناسی از هزاره دوم پیش از میلاد تا دوران تیموریان مسكونی بوده در ۶ فصل مورد كاوش قرار گرفته است. گزارش «ج. قندگر»، سرپرست كاوش در قلعه زهاك در مورد نتایج كاوشهای این قلعه را میخوانید.
موقعیت قلعۀ ”آژدهاك، زهاك“
قلعه زهاك در آذربايجان شرقی
قلعۀ آژدهاك (زهاك)، در ۱۶ كیلومتری جنوب شرقی شهر سراسكند مركز شهرستان هشترود و در بلندیهای كوه سرمهلو واقع شده و دو رودخانۀ قرانقو و شویچای مانند خندق دورتادور آن را گرفته است. این قلعه حدود ۱۰ كیلومتر درازا و یك تا دو كیلومتر پهنا دارد و از عظیمترین محوطههای باستانی استان آذربایجان شرقی است. این مجموعه براساس بررسیهای سطحی باستانشناختی از هزارۀ دوم پیش از میلاد تا دوران تیموریان مسكون بوده و آثار به جا مانده بر سطح تپه غالباً به دوران اشكانیان تعلق دارد كه اوج شكوفائی منطقه محسوب میشود. از سال ۱۸۳۰ تا ۱۹۷۱ چندین باستانشناس انگلیسی و آلمانی و ایرانی از این مجموعه دیدن و آن را بررسی كردهاند. تنها بنای خارج از خاك و تقریباً سالم این محوطه بنائی چهارطاقی از آجر و كچ و ماسه سنگ است كه با توجه به نوع معماری و تزئینات به كار رفته آن را به دوره اشكانی منسوب میكند.
تاریخچۀ بررسی و پیشینۀ قلعه اژدهاك
در سال ۱۸۳۰م كلنل مونت ایت انگلیسی منطقۀ باستانی قلعه اژدهاك را كشف و آن را آتشكدهای كهن معرفی كرد.
در سال ۱۸۴۰م راوالینسون انگلیسی از محل بازدید كرد و بر خلاف نظر مونت ایت آن را قلعهای ساسانی دانست.
در سال ۱۹۶۳ كارل شیپ از محل بازدید و پاویون موجود را بررسی و گزارش مستندی با عكس ارائه كرد.
در سال یزدگردی۱۳۴۰ روانشاد م.ت. مصطفوی از محل بازدید و ویرانههای آن را بقایای دژی از اعتلای قرون وسطی و چهارطاقی موجود را پاویون و از تأسیسات دوران ساسانی معرفی كرد. وی نخستین كسی بود كه بقایای محوطه مسكونی ماقبل تاریخ قلعه اژدهاك را نیز شناسائی كرد و آن را متعلق به دوره مادها دانست.
در سال ۱۹۷۱ ولفرام كلایس، باستانشناس آلمانی، در سفری پژوهشی به استان آذربایجان شرقی با تشویق و راهنمائی كارل شیب مان محل قلعه اژدهاك را بررسی و گزارش جامعی ارائه داده است و بالاخره حفاریهای علمی باستانشناختی قلعه از پائیز سال ۱۳۶۹ یزدگردی به سرپرستی ج. قندگر و اعضای هیأت به ترتیب ح. اسماعیلی عتیق معاون هیأت و م. رحمتپور عضو هیأت و شماری از دانشجویان و فارغالتحصیلان رشتۀ باستانشناسی مقاطع كارشناسی و كارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس تهران و دانشگاه آزاد ابهر آغاز شد و تا كنون شش فصل آن انجام شده است. نتیجۀ ۶ فصل حفاری در قلعه زهاك در ۴ محور قابل بیان است.
تالار آجری و ملحقات آن
این مجموعه در محوطهای كه معماری آن كلا روی صخره احداث شده به دست آمده. ابعاد این تالار ۱۱×۱۱ متر از داخل كه با احتساب کلفتی دیوارها ابعاد بیرونی آن ۱۵×۱۵ متر است. شیوۀ آجرچینی دیوار دقیقاً همانند آجرچینی بنای چهارطاقی و فاصلۀ آن با بنای چهارطاقی ۳۰ متر است. اصل قرینهسازی در این بنا به طور كامل رعایت شده است، به طوری كه از سمت داخل در چهار جهت ودر هر دیوار یك طاقچه بزرگ به طول ۳ متر و عمق ۶۰ سانتیمتر و ارتفاع ۳۰ سانتیمتر از كف تالار ایجاد شده كه چهار نیمستون گچی تزئینی در درون و دو نیم ستون ظریف در لبه بیرونی دارند. افزون بر این طاقچهها یك طاقچۀ كوچك به عرض ۵/۱ متر و عمق ۶۰ سانتیمتر و ارتفاع ۳۰ سانتیمتر از كف تالار به صورت قرینه در چهار جهت بنا تعبیه شده است. این تالار از چهار جهت دارای ورودی است كه در سمت دیگر طاقچه بزرگ احداث شده و ورودیهای چهارگانه به چهار راهرو منتهی میشوند.
سازۀ اصلی بنا از آجرهائی به ابعاد ۳۲×۳۲ و کلفتی ۷ تا ۸ سانتیمتر با ملات گچ كه در منطقه فراوان یافت میشود ساخته شده است و از صخره موجود به جای پی بنا استفاده شده و پس از مسطح كردن كف صخره سازه را روی آن اجرا كردهاند.
كف تالار هنگام ساخت با گچ اندود شده و این کار به طور متوالی تكرار شده است تا جائی كه چندین لایه كف در محل دیده میشود. همۀ دیوارها با گچ اندود شده و این کار نیز به كرات انجام گرفته است. تعداد زیادی قطعات گچبری از درون آوار به دست آمده كه نشانگر تزئین دیوارهای تالار به وسیلۀ گچبریهای متنوع است.
با توجه به نقوش گچبریها كه برخی از آنها با تم دینی آراسته شدهاند و اینكه تالار از چهار جهت ورودی دارد انتخاب آن به یك مكان دینی و احیاناً به آئین مهری مورد توجه است.
بنای آجری چلیپایی شكل و ملحقات آن
این بنا شامل یك تالار چلیپائی شكل و دو اطاق تودرتو در ضلع غربی و شمالی است. نوع آجرچینی آن شبیه بنای چهارطاقی و تالار است كه همزمانی ساخت این سه بنا را نشان میدهد. بنا از خارج و داخل با گچ اندود شده و كف آن با اندود گچ و آجر فرش هموار شده است كل بنا از آجرهائی به ابعاد ۳۲×۳۲ و به کلفتی ۵ و ۶ سانتیمتر با ملات گچ ساخته شده است راه دسترسی بنا از دو جهت غربی و شرقی است. در قسمت غربی این بنا یك اطاق مستطیل شكل با همان سازه احداث شده كه با راهروئی به بنای چلیپایی مرتبط میشود.
مجموعه بناهای خشتی و سنگی
بیشتر بناهای به دست آمده خشتی و سنگی هستند كه در کنار بناهای آجری تالار و چلیپائی ساخته شده و به همدیگر راه دارند. سنگهای به كار رفته در این سازهها عموماً سنگ رودخانهای هستند. تنها در یك تالار كه در فصل ششم به دست آمده از سنگهای شكلدار و تراشیده شده استفاده شده است. مانند سازههای آجری همگی سطوح بناهای خشتی و سنگی نیز با گچ اندود و گاهی رنگآمیزی شدهاند.
برج دیدهبانی مدور با سنگ لاشه و ملات گچ
این برج دایرهای شكل در قسمت غرب قلعه قرار گرفته و برخلاف دیگر برجها، كه در درون و میان دیوارهای تدافعی قلعه جای دارد، در درون قلعه و به فاصلۀ ۶ متری دیوار اصلی آن میباشد كه در نتیجۀ حفاریهای فصل چهارم از زیر آوار بیرون آورده شد.
این برج از نظر مصالح ساختمانی و نوع ساخت همدوره با سایر تأسیسات قلعه و به شكل دایرهای كامل است با دیوارهائی به قطر ۹۰/۲ سانتیمتر. اندازۀ قطر درونی برج ۹۰/۵ سانتیمتر است كه دارای چهار نورگیر است. این برج پس از حفاری مرمت كامل شد.
فصل ششم كاوشهای باستانشناختی قلعه زهاك هشترود همچون سالهای گذشته از میانۀ تابستان سال یزدگردی۱۳۷۴ یزدگردی آغاز شد. در این فصل فعالیتهای كاوش روی شش عدد تراشه با ابعاد ۱۰×۱۰ متر جمعاً در زمینی به ابعاد ششصد مترمربع در بخش شرقی مجموعه متمركز گشت و ۸۰ روز ادامه پیدا كرد. در این فصل و در ادامۀ كاوشهای سالهای پیش، بقایای معماری اشكانی متشكل از مجموعهای از اطاقها، راهروها و دیگر عناصر معماری از دل خاك بیرون كشیده شد و در مرحلۀ پس از آواربرداری از درون اطاقها و راهروها، پلان اصلی معماری و سازهها مشخص شد و بلافاصله اقدام به نقشهبرداری شد. عناصر معماری در این مجموعه مانند بناهای مكشوفه در سالهای پیش از خشت و سنگ هستند ولی فرم بناها و تزئینات آن با بناهای پیشین متفاوت هستند. تمامی سطوح دیوارهای مكشوفه با گچ اندود شدهاند و نوع گچ به كار رفته نیز با یافتههای قبلی متفاوت است بدین معنی كه جنس گچ استفاده شده در این قسمت از مجموعه بسیار مرغوب و خیلی ریزدانه هستند در صورتیكه اندود گچ به كار رفته در بناهای قبلی درشت دانه بوده است. پس از اندود گچ بر روی دیوارها سطح آن رنگآمیزی شده است.
اندازۀ هر كادر به عرض ۷۲ سانتیمتر و بلندی آن در حال حاضر نامعلوم است. چرا كه به علت فروریختن دیوارها، تعیین اندازۀ آنها هماکنون ناممكن است و ما نمیدانیم آیا این كادرها تا زیر سقف ادامه داشتهاند یا نه. ولی از آوار به دست آمده و تعداد قطعات گچكاریهای رنگآمیزی شده مكشوفه چنین استنباط میشود كه رنگآمیزی تنها در بخش انتهائی نزدیك به كف اجرا شده است در درون هر یك از كادرها از یك رنگ استفاده شده و رنگهای به كار رفته به ترتیب از سمت غرب به سمت شرق عبارتند از قرمز، آبی، قرمز، آبی، زرد، قرمز، سبز لجنی.
هنرمند نقاش با مهارت تمام این رنگآمیزی را اجرا كرده به طوری كه در انتهای دیوار شمالی كه در قسمت شمال شرق زاویهای با دیوار ضلع شرقی به وجود آورده است. نیمی از كادر و دیوار ضلع شمالی و نیم دیگر آن در دیوار ضلع شرقی قرار گرفته و سبز لجنی در این دو نیمه كادر به طرز زیبایی اجرا شده است.
كف اطاقها و راهروهای به دست آمده با گچ اندود شده است در كف یكی از اطاقها از سنگ و گچ و به صورت پلاك با اندازه ۲۲×۳۷ سانتیمتر كفسازی شده است و این كف در زیر دیوار خشتی شمال اطاق نیز وجود دارد و نشانگر این مسأله است كه از پیش از احداث این بنای خشتی بنای دیگری وجود داشته كه تخریب شده و تنها كف آن به جای مانده است. در ضلع شرقی این بخش از محوطه و در درون دو عدد تراشه، مجموعۀ زیبائی از دیوارهای برجای مانده از یك بنای باشكوه سنگی به دست آمد كه نوع سنگهای به كار رفته سنگ گچ است و ابعاد سنگها بسیار بزرگ هستند و روی برخی از قطعات سنگ نقوش گل و گیاه حجاری شده است. ضمناً دو عدد ته ستون زیبا نیز از این محل متعلق به دورۀ اشکانی کشف شده. کف این قسمت با موزائیک کفسازی شده است و رنگ سنگهای به کار فته در موزائیک سفید و لاجوردی است.
در این بخش خودداری شد و پس از ریختن خاک الک شده روی موزائیکها با اندود کردن کاهگل پوشانده شدند تا در شروع فصل هفتم حفاری با حضور کارشناس مرمت آثار اقدام به خاک برداری و بلافاصله در محل به تثبیت موزائیك اقدام گردد. با توجه به موارد بالا و از روی یافتههای باستانشناختی و پلان معماری این قسمت چنین به نظر میرسد كه این مجموعه محل زندگی حكمران یا فرماندۀ شهر یا قلعه بوده و جنبۀ حكومتی داشته باشد. امید است در فصول آتی كاوش اطلاعات دقیقتری مبنی بر چگونگی استفاده از این مجموعه به دست آید. از درون آوارها شماری قطعات گچبری نیز به دست آمد كه نقوش به كار رفته در آنها نقوش هندسی و گل و گیاه هستند نوع گچ به كار رفته در این گچبریها نیز متفاوت از نوع مكشوفه در حفاریهای پیشین است. در گچبریهای به دست آمده از سالهای پیش نوعی گچ دانه درشت استفاده شده بود ولی در این گچبریها از نوع ریزدانه استفاده شده و در مجموع نقوش آنها نیز متفاوت و زیبا هستند. برجستهترین نقش بدست آمده در گچبریهای این فصل از حفاری نقش گردونۀ خورشید كه دو قطعه از آنها جهت ترمیم به موزۀ آذربایجان انتقال داده شد. همزمان با كاوشهای باستانشناختی فصل ششم و در ادامۀ برنامه مرمت سالهای پیض قسمت اعظم دیوارۀ سنگی واقع در ضلع جنوبی این مجموعه موسوم به قلعه دختر مورد مرمت قرار گرفت و با مصالح مشابه دیوار یكی از برجها و نیز قسمتهای فرو ریخته دیوار تعمیر شد.
قلعۀ آژدهاك (زهاك)، به شماره ۴۲۹ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.
گنبد سلطانیه
گنبد سلطانيه در شهر سلطانيه و در 35كيلومتري شهر زنجان واقـع شده و بناي آن بدستورسلطان محمدخدابنده ازسال704هجري قمري شروع و در مدت 9سـال در تاريخ 713 هجري قمـري پايان يافته است. اين گنبد با5/48 متر ارتفاع و6/25متر قطر دهانه پس از كليساي كاتورال سانتاماريا فلورانس ايتاليا و مسجد صوفياي تركيه ، سومين بناي عظيم آجري تاريخي جهان است گنبد سلطانیه به عنوان هفتین اثر جهانی ایران از سوی یونسکو با اکثریت آرا ثبت گردید

ساکنان ارگ بم ازدوره ساسانيان کولر داشتند

بررسی ویژگی های مهندسی ساخت ارگ بم نشان داد که ساکنان ارگ در هزاره های قبل، بعد از شناسایی بهترین نقطه برای ساخت ارگ، از مهندسی باد و تلفیق آن با مهندسی معماری و مهندسی آب برای ایجاد سیستم های تهویه، تنظیم رطوبت و جریان دایمی هوا استفاده
می کردند.
به گزارش «میراث خبر»، ارگ تاریخی و باستانی بم یکی از بزرگ ترین سازه های خشتی جهان است که به اعتقاد کارشناسان تاریخ ساخت آن به دوران ساسانی باز می گردد.
عبدالعظیم شاه کرمی» کارشناس سازه و ژئوتکنیک و مدیر بررسی مهندسی ارگ بم در مورد یافته های خود در این سازه، گفت: «پس از بررسی های مهندسی در ارگ بم و منطقه بم متوجه شدیم که مهندسان و معماران ارگ با توجه به وضعیت جوی منطقه، گرمای بسیار زیاد و رطوبت کم نقطه ای را برای ساخت ارگ انتخاب کرده اند که بیشترین باد را در منطقه داشته باشند تا به این وسیله بتوانند از باد در سیستم های مختلف تهویه و رطوبت و تغییر درجه حرارت استفاده کنند.»
وی با اشاره به اینکه در ساخت بناها و سازه های ارگ نیز مهندسان با تکنیک، فن مهندسی خود را با اقلیم منطقه سازگار کرده اند، گفت: «بررسی های انجام شده نشان می دهد که باد از قسمت غربی ارگ بم وارد می شده و بعد از عبور از فضاهای هندسی و دالان های ارگ به سمت حاکم نشین حرکت
می کرده است.»
پروژه نجات بخشی ارگ بم بعد از وقوع زلزله و تخریب این سازه عظیم، با حضور کارشناسان مختلف داخلی و خارجی آغاز شده است. کارشناسان در این پروژه به دنبال پیدا کردن بهترین راهکارها برای شناسایی، حفظ و احیای مجدد مجموعه خشتی ارگ بم هستند.
«مهندسان ارگ برای پایین آوردن حرارت هوا در منطقه از سیستم تامین آب ارگ برای خنک کردن استفاده می کرده اند به این شکل که جریان باد از میان سیستم آب عبور کرده و درجه حرارت هوای ارگ پایین می آمده است»
بخش عمده ای از مجموعه خشتی ارگ بم که شهری کامل با قسمت هایی از جمله بازار، محله ها، حاکم نشین و برج و بارو را شامل می شود. بر اثر زلزله دی ماه سال گذشته که در شهر بم به وقوع پیوست، تخریب شد.
رفتار اجزاء در سازه هاي آجري
مقاومت سازه هاي آجري به مسائل آجري اصولي و بخصوص مصالح مقاوم بستگي كامل دارد . يكي از معمولترين مصالح رايج درسازه هاي آجري وجود آجر مي باشد . اين عضو بسيار مهم از عصر باستان تا امروز همواره مورد استفاده در بناي ساختمان بوده است كه تهيه اصولي آن رادر بحث هاي مصالح شناسي سنتي بررسي مي كنيم .
به طور خلاصه تهيه آجر مقاوم بستگي كامل به نوع خاك مرغوب و نحوه عمل آوردن ملات آن و در مجموع پخت آن در كوره هاي اساسي به وجود مي آيند . با توجه به موارد ذكر شده مي توان آجر مرغوب به دست آورد كه ذيلا خواص كوتاهي از دگرگوني هاي شيميايي آن را بررسي مي كنيم . آجر از مواد رسي و دردرجه حرارت بالا به دست آمده ، آجر داراي سيليكاتها و همچنين اكسيد آهن بوده كه در حرارت زياد به وجود مي آيد. اين مصالح از نقطه نظر مواد شيميايي پايدار و از نظر خواص فيزيكي داراي سختي و شكنندگي و در مجموع حالت غير انعطاف پذيري داشته و در مقابل حرارت و نيروهاي فشاري نيز مقاوم بوده و در واقع يك مصالح اصولي و متعادل در ساختمان مي باشد.
مواد متشكله آجر خوب عبارتست از :
- خاك رس سيليكا ،آلومینیا
- كالونيت
- كرومريت
- فلداسپات
- ميكا
- استيتيت
مقاومت آجر :
آجر به علت شكنندگي و خلل و فرج و تخلخل، داراي مقاومت كششي نبوده اما بنا به نسبت تركيبات موجود در آن ، داراي مقاومتهاي مختلف مي باشد . معمولا آجرهاي دستي ساز و نوع مرغوب آنها داراي مقاومت 80 كيلوگرم بر سانتيمتر مربع بوده ولي آجرهاي ماشيني با مقاومت كم 85 و متوسط 150 و با مقاومت زياد تا 200 كيلوگرم بر سانتيمتر مربع خواهد بود كه در اين حالت قابل توجه مي باشد.
ملات:
در سازه هاي آجري وجود ملات و مقدار مواد چسبنده آن دانه ها را به يكديگر متصل مي سازد . چنانچه ملات به صورت غوطه اي در رجهاي آجركاري بكار رود يك سازه آجري با مقاومت كافي بوجود مي آيد .
براي مثال ذكر مي گردد ، پودر سيمان كه سبب يكپارچه شدن مواد تركيبي دانه هاي ملات ماسه سيمان ميگردد ، اگر به نسبت يك پيمانه سيمان وسه پيمانه ماسه مخلوط شود و سپس ملات تهيه گرددمقاومتي به اندازه 3 برابر ملات ماسه سيماني خواهد داشت كه به نسبت يك بر شش مخلوط مي شود . همچنين ملاتي كه به نسبت يك بر دوازده ساخته شده بيشتر خواهد بود . نتيجه اين كه مقدار مواد چسبنده ملات چه از نوع سيماني و چه از نوع آهكي در به وجود آوردن يك ملات مقاوم رل اصلي را دارا مي باشد . ضمنا نوع دانه هاي ملات در مقدار لازم از نظر دانه هاي درشت ماسه و بخصوص ريزدانه آن ازاهميت برخوردار مي باشد. مفاوم شدن ملاتهاي ساروج بمانند ملات سيماني و يا با مقاومتي نزديك بدان به سبب خاكستري بوده است كه در قديم به عنوان مصالح مقاوم از ان استفاده مي شده است . وجود سيليس پوك در خاكستر و تركيب خاكستر با آهك و تركيبات سيليس در حالت ذكر شده و كربنات كلسيم سبب به وجود آمدن سيليكات كلسيم خواهد شد كه در مجموع مقاوم شدن ملات آهكي ساروج مانند ملات سيماني مي شود . چنانچه در ماسه آهك از خاكستر خالص نيز استفاده شود ملات حاصله مقاوم خواهد شد . و به طور كلي ملات ماسه آهك ازدسته ملاتهاي مقاوم مي باشد مقدار آهك مصرفي بين 200 تا 250 كيلوگرم درمتر مكعب خواهد بود .
مكش آب در آجر: آجرهاي دستي نبايد بيش از 20 درصدمكش آب و آجرهاي ماشيني نبايد بيش از 16 درصد مكش آب داشته باشد . چنانچه آجري مكش آب زياد داشته باشد مصرف آن در زمستان خطر يخ زدگي ملات را پيش آورده واگر آجر خشك باشد امكانات اتصالات ملات و آجر ناقص
مي شود كه در مجموع عدم پيوند دوعنصر خواهد شد .
به طور كلي مكش آب در آجر نبايد از 8 درصد كمتر باشد . در آجركاري بايستي از زواياي تند جهت ديوارهاي يك نيمه پرهيز شده چون امكان شكستن آن وجود دارد. ضمنا درديوارسازيهاي طويل براي هر 12 متر 10 تا 12 ميليمتر بند انبساط الزامي مي باشد .
دوام آجر:
منظوراز دوام آجر مقاوم بودن آن از نظر خلل وفرج و مكش آب در مقابل يخ زدگي و درنتيجه خرد شدن آن ويانفوذ رطوبت مي شود كه اين عوامل باعث صدمه آجر شده و دوام آنرا كم
مي كند . در هر صورت آجر مرغوب بعد از 5 ساعت در آب نبايد بيش از 40 درصد خلل و فرج آب به خود جذب كرده باشد زيرا مكش آب بيشتراز اين حد دليل برنامرغوب بودن آجر مي باشد .
حمله سلفاتها :
در آجر كاري اثر سلفاتها بر سطوح آجركاري و يا در بندهاي افقي و عمودي ملات آجركاري باعث ترك برداشتن بند هاي ملات و در مجموع سطوح آجركاري به شكلي پوسته پوسته و پوك شده كه بايستي از اثر سلفاتها بر آجركاري جدا جلوگيري شود . به طوري كه آزمايشات نشان داده شده است مقاومت سازه هاي آجري به دو اصل بستگي كامل دارد .
الف : بريشه چهارم مقاومت ملات
ب: بريشه دوم مقاومت فشاري آجر
معمولا در سازه هاي آجري بعد از 7 روز مقاومت تا 80 درصد و بعد از 14 روز تا 95 درصد و بعد از 28 روز مقاومت به صد در صد خواهد رسيد . آزمايش نشان داده است اگر ضخامت ملات ماسه سيمان مرغوب در سازه هاي آجري متناس و به اندازه حدود 4 ميليمتر باشد مقاومت سازه آجري 234 كيلوگرم بر سانتيمتر مربع و اگر به حد 16 ميليمتر برسد به مقدار 152 كيلوگرم بر سانتيمتر مربع كاهش پيدا مي كند .
عمل كردن ملات :
ملات بايستي داراي چسبندگي كافي كه داراي خواص كامل فشرده سازي مواد متشكله است باشد . معمولا پس از مخلوط كردن و آبگرفتن آخوره حداقل 10 تا 15 دقيقه به طور كامل ورز داده شده و به طور كلي پس از اين كه ملات مخلوط شد تا فاصله 5/2 ساعت بايستي بكارگرفته شود . معمولا با اضافه كردن آب در حد لازم ورز دادن ملات را تا زمان مذكور قبل از سفت شدن بكار گرفت .
توجه : پس از زمان ياد شده ورز دادن ملات كاملا مردود مي باشد .
دوغاب ريزي :
برا ي مقاوم شدن سازه آجري بايستي متشكل كردن اجزا به وجود آيد يعني پس از پايان هر رج عمل دوغاب ريزي با استفاده از خيس كردن سطح رج و عمل دوغاب ريزي را ميتوان بين 40 تا 60 سانتيمترانجام داد كه هرچه ارتفاع كمتر باشد پيوند همزمان بين ملات و سازه آجري بهتر بوجود
مي آيد . در اين روش دوغاب ريزي نبايد بيشتر از يكساعت بطول انجامد .
پيوند در ديوارهاي باربر
معمولا محل تقاطع ديوارها بايد مانند كلاف فاق و زبانه بوده باشد كه دو ديوار متقاطع بتوانند به يكديگر تكيه كنند . جهت كلاف بندي پس از حداكثر ارتفاع 120 سانتيمتر كمتر نباشد مگرديوار يك آجره باشد كه گير تير در اين حالت به اندازه طول آجر مي باشد .
اتصال به وسيله واحدهاي كله :
درديوارهاي دو رو كه يك رو نما و سمت ديگر پشت كار مي باشد قفل وبست بين دو جداره نما وپشت نما بايستي به اندازه 40 درصد از سطح نما و به وسيله آجرهاي كله باشد. نشست اين آجرها جهت پيوند دو جداره نبايد از 10 سانتيمتر كمتر باشد . واحدها نبايد همگي كله ويا راسته باشند و چنانچه واحد ها تمامي كله وراسته بكار روند اين فاصله نبايد از 60 سانتيمتر بيشتر باشد.
پس نشين و فرورفتگي :
پس نشين ها و طاقچه ها بايستي در سازه آجري طوري طراحي شود كه در باربري ديوارها اشكال به وجود نيامده ، اندازه پس نشين و طاقچه ها بايد در حدود 100 تا 120 سانتيمتر انتخاب شده واين پس نشين بايد درديوارهاي عريض انجام شود . در هر صورت اگر از وجود نعل درگاه با قوس باربر در پس نشين ها و طاقچه ها استفاده نشود بايستي ديوار « اسپر» پس نشين تاب فشاري و تحمل تير را داشته باشد . در طاق نماسازي از آجرهاي كله استفاده مي شود تا وسيله اي باشد براي نگهداري اجزا و رجهاي بالايي .
ضخامت ديوار در سازه هاي آجري
بنا به نيروي زنده و مرده و همچنين با منظور كردن 3/33 درصد از كل نيروهاي محاسبه جهت نيروي باد و زلزله ضخامت ديوارهاي آجري تعيين مي گردد . نسبت نيروي وارده از طبقات و نوع مصالح و ملات و بنا به محاسبات عرض ديوار مشخص مي گردد. همچنين از روي تجربه ضخامت ديوار آجري براي سه طبقه بدين ترتيب خواهد بود . طبقه اول 43 و طبقه دوم 32 و ضخامت ديوار در طبقه سوم اگر داراي ارتفاع بلند باشد 32 و با ارتفاع كوتاه اما غير باربر 21 سانتيمتر منظور مي شود . ( با توجه به ملات مرغوب ماسه آهك با عيار بالا)
ارتفاع طبقات برابر 270 تا 290 سانتيمتر و ارتفاع بناهايي كه داراي شيرواني مي باشد تا سطح زير شيرواني 250 سانتيمتر انتخاب شود . ( چنانچه ملات سازه آجري ا زنوع ماسه سيمان مرغوب و با عيار بالا باشد ، ضخامت ديوارهاي طبقه اول 43 و طبقات دوم و سوم تا 32 سانتيمتر انتخاب مي گردد ) در صورتي كه ارتفاع بنا فقط تا دو طبقه باشد ميتوان عرض ديوار را نيز 32 سانتيمتر منظور كرد .
ارتفاع موثر ستون
زماني كه ستون آجري از هر دو محور هم ازجهت پايين وهم از جهت بالا و در انتهاي ستون داراي اتكايي باشد ، ارتفاع موثر اين ستون به اندازه ارتفاع افقي آن در نظر خواهد بود . يعني ارتفاع ستون نمي تواند ازداخل ديوار زيرين وبا سقف باشد بلكه فقط از ارتفاع كف تا سقف مي باشد. چنانچه بنا داراي طبقه ديگري باشد تير پوشش مي تواند در روي ستون اتكا داشته باشد وستون با مهار شدن تا ارتفاع بعدي سقف ادامه يابد .
ضخامت ستون:
اكثر ستونهاي آجري به صورت مربع مستطيل طراحي مي شود و ضخامت آنها بستگي به عوامل از قبيل استقرار ستون ( در محورهاي مياني ، كناري و يا در مواردي در تقاطعها و نيز ضمات ديوارهاي كلافبندي زير ستون دارد )
ضخامت ستونهاي غيرمستطيل :
براي ستونهاي غيرمستطيل ضخامت موثر ستون برابر است با حاصلضرب شعاع ژيراسيون (r ) حول محور مربوطه در ضريب معمول (464/3) .( لازم به ذكر مي باشد كه در ساختمانها آجري اينگونه ستونها كمتر مورد استفاده مي باشد . )
بارخارج از مركزيت :
زمان محاسبه بايد خارج مركزيت مجازي بار ، بر روي ستونها و ديوارها را توجه داشت و همچنين نوع اثرات بارهاي جانبي خارج از مركز و حركات نسبي اعضا را بايد بررسي كرده وبه اصول ذكر شده نيز توجه نمود كه در چنين موارد همان ازدياد نيروهاي فوق استفاده 3/33 درصد بر نيروهاي اصلي اضافه مي شود .
رعايت اصول ضد زلزله درسازه هاي آجري
سبكي : نحوه اجراي بناهاي آجري با پوششهاي طاقي و ياتير آجري خود داراي اصولي مي باشد كه به تذكر آنها خواهيم پرداخت. اما سازه هاي جديد آجري كه در ساختمانهاي سنتي آجري رسوخ كرده اند بايد داراي سقفهاي مطمئن و سبك و با اتصالات به اسكلت سازه به شكل مطمئن باشد .
پيوستگي ساختمان : ستونها و قسمت هايي كه جهت پنجره ، در و دربندها از يكديگر جدا مي شوند در نواحي و قسمتهايي از ارتفاع عضوهاي حدا شده به يكديگر كلاف شوند تا يكپارچگي در عضوها به وجود آيد .
پيش آمدگيها در ساختمان :
به طور كلي قسمتهايي از بنا مانند جان پناه ، دست انداز ، قرنيز ، سايبان و بالكن از يك طرف مهار بوده و غالبا از طرف ديگر آزاد مي باشند كه بايد اتصالات آنها طوري انجام شود تا عمل مهار كردن بدنه ها و نواحي آزاد وجود داشته باشد .
همچنین برای انجام پروژه های خود در زمینه ساختمان فولادی و بتنی صفحه پروژه عمران را ببینید
فرم بندي ساختمان
طرح بنا بايستي به صورت مستطيل باشد . در طرحهاي مستطيل مركز صلبيت در تقارن دو محور وجود دارد و باعث پايداري بنا در مقابل حركات زمين و يا زمين لرزه شده ، در صورتي كه طرحها با شكستگيها نا مانوس و نامتعادل بخوبي حركت پذير مي باشد . به طور كلي بايد متقارن كردن نما و پلان در ساختمان وجود داشته باشد تا از تنشهاي پيچشي در موارد مذكور جلوگيري شود . در هر صورت طراحي و ساخت بنا بايد طوري باشد كه ساختمان ازهر دو محور داراي مقاومت باشد .
جدايي ساختمانهاي مجاور ازيكديگر: ارتقاع طبقات در سازه هاي آجري مجاور يكديگر بايستي در يك تراز باشد . در تعادل ارتفاع اثر امواج زلزله و حركت پذيري زمين در سطح بناها به طور يكنواخت خواهد بود . در صورتي كه اگر يك بنا مرتفع و يك بنا كوتاه بوده واثر نيروهاي ضربه اي در هر دو بنا نيز متغير باشد ، اثر حركات و فشار از بناهاي مرتفع بربناي كوتاه بي اثر نخواهد بود . از اين رو بايد بند انبساط به صورت عمودي در ديوارهاي مجاور در نظر گرفته شود. اين بند در مناطق زلزله خيز حائز اهميت است و اندازه آن تا 2 سانتي متر رعايت مي شود. ( البته بناهاي بتوني وسازه هاي فلزي خود داراي استاندارد خاص مي باشد )
پي سازي : در سازه هاي آجري ساختن پي از اهميت خاص برخوردار مي باشد . بخصوص اين كه در بسياري از موارد اجراي اصولي در پي سازيها بجز بتون مسلح مورد استفاده مي باشد . از اين رو تشخيص نوع خاك و مقاومت فشاري آن از اهميت خاص برخوردار بوده كه بايد بدان توجه شود . افزون بر آن ، به نوع پي و ابعاد آن و اثر نيروهاي وارده بر آن نيز بايد توجه كامل شود. در حالت شيب ، بايستي پي به صورت پله اي ساخته شود . اختلاف ارتفاع دو سطح پله اي پي نبايد از 30 سانتيمتر زيادتر باشد
اثر نيروي فشاري پله : در سازه هاي آجري بايد نيروهايي كه از قسمتهاي پله وارد مي شود فقط بر سطح پي پله اثر كند . چنانچه اتكاي قسمتهايي از تير باربر پله به ديوارهاي ضخيم اثر كند ،مشكلي پيش نخواهد آورد ، اما اثر نيروهاي مداوم به شكل ضربه اي و الاستيسيته كه از اسكلت پله بر ديوارهاي كم عرض و با مصالح نامرغوب وارد مي شود ، در ديوارهاي متكي به تيرهاي پله خالي از اشكال نخواهد بود.
طول ديوارهاي باربر:
معمولا طول ديوار سازه هاي آجري نبايد از 8 سانتيمتر بيشتر باشد زيرا ديوار طويل در اثر حركت زمين و زلزله براحتي حركت پذير بوده كه احتياج به بند انبساط مي باشد .
طول كوتاه ديوار معادل يك متر مي باشد كه كمتر از اين حد ديوار به ستون تبديل مي شود پايه جزئي كوچكتر از ستون مي باشد .
ضخامت ديوار :
به طوري كه قبلا اشاره شد ضخامت ديوار نسبت به نيروهاي وارده بر آن تعيين مي شود اما مي توان رابطه ارتفاع طبقه را براي ضخامت سازه آجري در نظر گرفت . ضمنا اگر رابطه ارتفاع کمتر از 21 سانتي متر باشد حتما بايد ديوار يك آجر ديوار طبقه بالايي باشد .
سوراخ و مجاري در سطح ديوار
- سطح بالاي ساختمان بايد در يك تراز ساخته شده تا اگر لازم شود نعل درگاه در يك سطح ختم گردد واثر نيروهاي وارده در يك تراز باشد .
- مجموع مساحتهاي سوراخ و مجارينباید از مساحت كل چهار ديواري يك فضا تجاوز نمايد .
- مجموع سوراخها بر سطح ديوار نبايد ا زنصف مجموعه طول وعرض يك فضا بيشتر باشد .
- محل سوراخها بايد دور از تقاطع ديوارها بوده ومعمولا فاصله دوسوراخ نبايد از ارتفاع سوراخ كوچكتر بيشتر باشد .
- چنانچه به دلايلي بين دوسوراخ قائم ، مجاري افقي در بين آن دو در نظر باشد طول اين مجرا نباید از ارتفاعسوراخ كوچكتر بيشتر باشد .
- به طور كلي از سوراخهاي رويهم در يك مسير نبايد استفاده شود . چنانچه به عللي سوراخي بالاتر از سوراخ زيرين مورد نظر باشد اين اندازه نبايد از 60 سانتيمتر كمتر باشد .
- سوراخ ، مجرا و دودكشها بايد با رعايت گونه سازي و با ضوابط در اسكلت آجري اجرا شود . ضمنا از لوله هاي سيماني و ايرانيت و غيره كه ديوار را مي برد بايد اجتناب گردد.
اتصال ديوار وتيغه : محل تقاطع ديواره هاي آجري و تيغه ها بايد با رعايت پيوند باشد . معمولا با گرفتن نيمي از ضخامت يك رج و با رعايت پس نشين رج بالايي و يا گود كردن آن ،گيرايي در عرض آجر به وجودمي آيد. پيوند تيغه و ديوار باید کم تر از طول آجر نباشد ودر محل اتصال ملات به صورت غوطه وري به كار رود .
طول تيغه : طول تيغه بايد كمتر از 3 متر بوده . چنانچه ازديوارهاي تيغه اي طول بيشتري خواسته شود ، بايد تيغه در مهار نگهدارنده اي واقع شود ، اين مهار كننده مي تواند ستونهاي چوبي و يا شمشهاي پروفيلي باشد .
توجه : ستون مذكور بايد از پايين به كف سازي و از بالا به سقف كاملا درگير شود .
رعايت فاصله استقرار در و پنجره :
فضاهاي ساختمان به صورت كلاف د رهم در مقابل زلزله مقاوم بوده . چنانچه جدايي در چهار ديواري فضاها بيش از نياز به وجود آيد ، گسيختگي در كلاف بندي پديد آمده كه در نتيجه قسمتهاي باز به هنگام حركات زمين و زلزله به سرعت گسيخته مي شود . در صورتي كه قسمتهاي بسته و كلاف در هم به مراتب از نواحي باز مقاومتر خواهد بود.
شكل زير پلاني را نشان مي دهد كه اثر نيروهاي رانش در ناحيه دربند با واكنش و در ناحيه پشت كه ديوار فاقد در و دربندي مي باشد باعكس العمل متقابل همراه خواهد بود .
به طور كلي بايستي نحوه طراحي دربند ، درگاه ، پنجره و درهاي ورودي به شكلي انجام شود كه فضاهاي باز به طور متساوي در چهار ديواريها تقسيم شود .
مسلما پنجره در بين ديوار واقع شده و سر پايه ها در دو جهت بايد مساوي انتخاب گردند . همچنين محل دربهاي ورودي چنانچه در وسط ديوار منظور شود ، كلاف بندي در محل نعل درگاه باعث يكپارچگي ديوار شده و در مجموع عملكرد ديوار مقابل نيروهاي وارده از زلزله به مراتب مقاومتر از دربندهاي مامتناسب خواهد بود . ضمنا بايد سعي شود از دربندهاي اضافي به هر شكل خودداري شود . براي درك بيشتر به دو طرح زيرمراجعه كرده و معايب و محاسن نوع محلهاي در و پنجره وفاصله انها از يكديگر بررسي و ملاحظه مي كنيم.
به طوركلي چنانچه در سازه هاي آجري از بتون و فولاد در قسمتهاي حساس بنا استفاده شود ، اولا نحوه اجراي آن با ساختمان بناي آجري به طرق سنتي تفاوت فراوان خواهد داشت و ثانيا مقاومت بنا در مقابل حركات زمين و بخصوص زلزله بسيار تفاوت كرده كه در شكلهاي جامعتري قابل ساخت مي باشد ، با اين بحث ، آن از موضوع اجراي معماري سنتي خارج مي باشد .
توجه : ( در اجراي ساختمانهاي آجري سنتي از مباحث اين فصل جهت اجراي صحيح و اصولي استفاده مي كنيم ).
ساختمانهاي آجري سنتي
پيدايش ساختمانهاي آجري در ايران را ميتوان از 1250 سال قبل از ميلاد در بناي چغازنبيل دانست . علاوه براسكلت سازي اين بناي آجري در سردابهاي اين معبد وجود آجر در ديوارسازي و طاقهاي سهمي كه به عرض دهنه 4 متر و ارتفاع نزديك به سه متر و هشتاد سانتيمتر و در عمق ده متر كاربرد داشته كه تا به امروز به يادگار مانده است . مجموعه بناي طاق كسرا تلفيقي از آجر و خشت و سنگ بوده است . اين بنا به دستور يكي از خلفاي عباسي جهت استفاده پاره اي از مصالح آن تخريب شد كه فقط طاق كسرا و طاق نماسازيهاي ان كه از خشت و يا گل بوده باقي مانده و حتي سنگ و آجر نماي اصلي اين بنا را از آن برداشته اند . به طور خلاصه آجر يكي از مصالح اصلي بناي عظيم تيسفون بوده است .
در سدها و پلها كه در دوران ساسانيان ساخته شده ، از آجر نهايت استفاده برده شده و قوسهاي مذور باربر با آجرهاي مقاوم پوشش شده است كه تعدادي از آنها هنوز مورد استفاده مي باشد . در بناهاي دوران اسلامي مانندمسجد جامع اصفهان كه گفته مي شود قسمتهايي از آن متعلق به اسلام بوده در شكل طاق پوششهاي مقاوم آجري همراه با اسكلت سازي بنا و ستونهاي باربر و پي سازي آجري به وجود آمده است .بديهي است در زمانهاي مختلف در اين مجموعه باستاني فضاهايي در اشكال زيباي معماري سنتي ساخته شده است .
در دوره سلجوقيان بناها با اسكلت سازي و پوششهاي آجري و نماها با گلچينهاي آجري به شكلهاي مختلف پديد آمده و بالاخره در دورانهاي بعد ساختمانهاي آجري طاق پوشش رفيع در فرم دورهاي تيز ، پوشش شده تا در دوران صفويه ساختمانهاي آجري با ايوان سازي و پوششهاي تيز و كليل و كلايه تحول بزرگي در بناهاي آجري به وجود آورده است .وجود آن آثار در معماري دورانهاي بعدي اثرعميق داشته تا جاييكه معماري سنتي دوران اخير نيز تحت الشعاع معماري آن زمان قرار گرفته است .
به طور كلي در اين بحث از ذكر پوششهاي وسيع شبستان مساجد و پوششهاي كاسه اي در بناهاي ديگر كه داراي گستردگي بسيار مي باشد مي گذريم و به ذكر بناهاي طاقي مسكوني و نحوه ساخت آنها
مي پردازيم .
پي سازي در ساختمانهاي آجري
به طوري كه اشاره شد ابعاد پي نسبت به محاسبات و از اثر نيروهاي وارده بر آن و نوع خاك مشخص مي گردد. در روزگاران قديم ، پي سازي به طور تجربي انجام مي شده و امروزه نيز معماران و سازندگان بناهاي كوچك اين عمل را از روي تجربه انجام ميدهند . از اين رو پي پهن تر از ديوارهاي باربر ساخته مي شود ارتفاه پي به نوع زمين و خاك آن بستگي كامل داشته ومعمولا زمين تا حدي كنده مي شود كه اصطلاحا به خاك دج كه بسيار سخت است برسد .
چنانچه زمين از نوع خاك تقريبا نرم باشد عرض بيشتر از حد لازم انتخاب مي شود تا با سطح اتكا بيشتري باربر اسكلت بنا را تحمل كند .
توجه 1: در مواردي كه خاك نرم است براي پيشگيري از حركت پذيري در سطح زير پي ، ميل چاه به فاصله هر سه متر و به عمق 1 متر حفر مي گردد تا دوبل در پي سازي به وجود آيد .
توجه 2 : پي كني جهت پي سازي به شكل كلاف سرتاسري حتي در زير ديوارهاي غير باربر و در بندها نيز انجام مي شود .
عمق شفته ريزي : سطح پي با كمي آب مرطوب شده ، شفته عسلي كه از مخلوط خاك رس چرب وشيره آهك به علاوه 60 درصد شن و قلوه سنگ در سطح پي به طوري يكنواخت رها مي شود . چنانچه درون شفته آهكي از سنگهاي درشت و يا ريز و يا چوله ( آجرهاي جوش بهم چسبيده ) استفاده گردد ( پي با مقاومتي به مراتب بيشتر از پي شفته اي به دست مي آيد ) بار دادن و ديوارسازي برسطح پي پس از خشك شدن كامل پي انجام مي شود . در مواردي سطح پي در اثر جمع شدن نوع ملات و تابش نور خورشيد ترك برداشته كه ترك گيري وسيله ملات دوغابه آهكي و تخماق كوبي بنا به شرحي كه قبلا گفته شد انجام شده وپي آماده مراحل بعدي مي گردد.
كرسي چيني: به طور كلي براي پيشگيري از يخ زدگي سطح پي از زمين طبيعي پايين تر انتخاب مي شود . عرض ديواره كرسي چيني بيشتر ازديوارهاي اصلي بنا بوده . زير انتقال نيرو از ديوار به سطح پي به شكل مورت وارد مي شود و معمولا اين قسمت از آجر سبز وز رد و يا نوع مقاوم با ملات ماسه آهك چيده مي شود .
معمولا طرفي كه نما باشد از سنگ رگي به شكل يك تا سه رج نصب مي شود . پشت اين قسمت ديوار عريضي كه مي تواند همان كرسي چيني باشدبا ملات مانند ماسه و آهك چيده شده ، پس از ترازسازي آن سطح آماده مراحل بعدي مي گردد .

توجه : سنگ رگي از جنس مقاوم به شكل مسطح و يا كلنگي كه از يك تا سه رج بكار مي رود و باعث عدم مكش آب باران بوده ضمنا استفاده از ان در رجهاي زيرين خطر يخ زدگي را در ديوار خنثي ساخته و در مجموع باعث مقاومت بيشتري در سطح فشار مي گردد .
فيراندود : در قديم سطح بندهاي آخرين رج كرسي چيني به وسيله ملات گچ و ماسه نرم غربالي تسطيح مي شده و سپس قيراندود و سيله كرباس و قير معدني انجام شده ، مجددا اولين رج با ملات مخلوط ماسه نرم و گچ جهت حفاظت قيراندود بنائي شده ودر بناهاي سنتي چنانچه ماسه نرم با گچ باشد ،اندود زير قير گوني و اولين رج روي آن به وسيله ماسه سيمان انجام مي گردد تا خطر فاسد شدن عايق به وسيله آهك بوجود نيايد .
يك رگي كردن بنا : با استفاده از بر خيابان ، كوچه ، ساختمان و با توجه به گونيا و سطح تراز اولين رج روي قير اندود در تمامي سطوح بنائي مي گردد . در رج دوم ، محل درواشوها ، در بندها و غيره بازگزارده مي شود .
اجراي قير اندود افقي و عمودي در زير زمين
اكثر بناهاي سنتي مخصوص در اقليمهاي گرم امروزه نيز داراي زير زمين مي باشد كه بايد در اين حالت هم ديوار زيرزمين بر روي پي و فنداسيون گذارده شود و پي سازي آن در سطح پايين تر از ديوار زير زمين و برا بر اصول ذكر شده انجام گردد . ضمنا اجراي قيراندود عمودي در پشت ديوار زير زمين و همچنين در سطح روي پي به شكل افقي الزامي مي باشد .

اجراي عايق رطوبتي بناهايي كه در زمينهاي مرطوب ساخته مي شود
ديوار پشتواره قير اندود عمودي : پس از گود برداري زير زمين و پي سازي اصولي آن پشتواره قير اندود عمودي در يك نيمه امادر فاصله هر 2 متر تا 5/2 متر لغاز و سرپايه تعبيه مي شود . اين سرپايه ها از كمانش جانبي ديوار مذكور پيشگيري ميكند .
توجه : در طول اجراي ديوار پشتواره بعد از هر پنج رج پشت ديوار چيده شده شقته ريزي مي گردد و يا خاك دو نم به طور فشرده و در مواردي با لگد كردن به طوري كه رانش در رجها بوجود نيايد پر مي شود .
قير اندود افقي : بر سطح پي سازي اصولي كه جهت ديوار بار طبقات وزير زمين ساخته شده است رج زير قير اندود باملات ماسه آهكي بنايي مي شود و سپس اندود ماسه سيمان صيقلي بر روي رج مذكور به وجود مي آيد . پس از مقاوم و خشك شدن اندود مذكور قير اندود دوبل افقي اجرا مي شود . سپس رج محافظ روي قير اندود به وسيله ملات ماسه سيمان بنايي مي شود .
پس از مقاوم و خشك شدن اندود ماسه و سيمان صيقلي قير اندود دوبل عمودي در دولايه به طور اصولي انجام مي گردد . دراجراي لايه سوم قير زدن و ماليدن قير بر سطح گوني در شرايطي كه قير نرم و گرم باشد نصب توري گالوانيزه با اتصال حدود 30 سانتيمتر بر سطح قير اندود انجام مي شود. به طوري كه قسمتهاي ديگر توري باقير اندود فاصله اي بين 1 تا 5/1 سانتيمتر داشته باشد . اين فاصله سبب نگهداري اندود ماسه سيمان محافظ قير اندود كه به ضخامت 5/2 تا 3 سانتيمتر مي باشد مي شود .
توجه : اندودماسه سيمان و يا رج چيني روي قير اندود بايستي بدون خلل و فرج انجام شود. زيرا بوي آهك در مرور زمان باعث فاسد شدن قيراندود مي گردد .
ديوارسازي زير زمين : بعد از اجراي اندودماسه سيمان جهت محافظت قير گوني عمودي ، ديوارسازي باملات ماسه و دوغابه آهك و آجر آبخور با رعايت پيوند و اجراي دوغاب ريزي رج به رج انجام
مي شود .
قير اندود عمودي و حفاظت آن :
توجه : ديوار سازي در سطح زمين طبيعي تا ارتفاع ترشح آب با رعايت پس نشين جهت نصب سنگ مسني – قير اندود و مراحل آن بنايي مي شود .
قير اندود افقي فوقاني :
در ناحيه سطح ارتفاع ترشح آب جهت اجراي قيراندود ، اندود ماسه سيمان صيقلي بر سطح رج انجام مي شود پس از مقاوم و خشك شدن اين اندود اجراي قير اندود اصولي افقي در دو لايه انجام مي گردد
قيراندود عمودي ازاره :
تا ارتفاع سطح ترشح آب از محوطه اجراي قير اندود از زمينهاي مرطوب الزامي مي باشد . از اين جهت سطح ديوارسازي كه در اين محل با رعايت پس نشين بنايي مي شود اندود ماسه سيمان شده ، قيراندود دوبل از ناحيه قيراندود عمودي پشت ديوار زير زمين شروع شده با رعايت پخ سازي زير قير اندود در ناحيه برگشت به طرف ازاره ، اجراي قيراندود عمودي تا سطح قيراندود افقي فوقاني انجام مي گردد .
توجه1 : اجراي ماهيچه جهت برگشت قير اندود، خطر بريدن و شكست قير اندود درمحل تقاطع با زاويه 90 درجه دراثر نشست ساختمان وعوامل ديگر قابل پيش بيني مي باشد .
توجه 2 : جهت اتصال ملات پشت سنگ دو تيشه مقاوم ، لقمه سنگ به شكل ذوزنقه با چسب سنگ چسبانده مي شود. اين اجرا سبب اثر دوغابه ماسه و سيمان بر لابلاي لقمه سنگ و توري مي شود .
( مسلما اين اجرا خود نوعي اسكپ كردن سنگ است . )
پس از اجراي مرحله مذكور بارتفاع يك و يا دو رج نصب سنگ و دوغاب ريزي پشت آن انجام
مي شود . در اكثر اجراهاي سنتي نصب قرنيز سنگ بر روي سنگ ازاره مسني شكل جالبي به نماي بنا
مي دهد .


ديوار سازي :
پشت قرنيز به وسيله ملات ماسه سيمان و آجر آبخور مسطح بنايي مي شود . اين رج چيني رج محافظ قيراندود افقي خواهد بود ، سپس ادامه ديوار با ملات ماسه آهك و آجر آبخور زرد با رعايت پيوند نماسازي و سفتكاري ميگردد .
اجراي عايق سازي كف : در اراضي مرطوب جهت پيشگيري از رطوبت بالا رونده بكف فضا بخصوص زير زمين چنين عمل مي شود .
- بعد از اجراي بلوكاژ به وسيله سنگهاي رودخانه اي كه فضاي خالي بين سنگها خود ميتواند در كاهش رطوبت بالا رونده موثر باشد ، سطح ماكادام به وسيله لاشه سنگ تسطيح مي گردد .
توجه 1 : جهت اجراي قير اندود با ماله زدن برسطح بتون مذكور سطحي صيقلي و اصطلاحا ليسه اي و بدون خلل و فرج به وجود مي آيد . اين عمل سبب كاهش و مصرف قير باندازه استاندارد ميگردد . پس ازمقاوم و خشك شدن سطح بتون مذكوراجراي قير اندود دوبل تانزديكي ديوار زير زمين انجام مي شود
توجه 2 : اجراي قير اندود كف در راستا وتراز قيراندود افقي زيرديوار انجام مي گردد زيرا اگر قيراندود كف از قيراندود زيرديوار پايين تر باشد وجود رطوبت در همين ارتفاع به شكل يك نوار در سطح زير قيراندود وتا كف پوش به وجود مي آيد. چنانچه قيراندود كف بالاتر از قيراندود زير ديوار باشد خطر سرايت رطوبت از ناحيه زير قيراندود كف به ديوار خواهد بود كه در نتيجه اولا اجراي قيراندود زير ديوار خنثي شده و در ثاني رطوبت بالا رونده در ديوار زير زمين به وجود خواهد آمد .
ديوار سازي :
پس از يك رگي كردن بنا ديوارهاي اصلي به ضخامت معلوم و مشخص بنايي مي شود . مسلما اگر ديوارهاي اصلي رج به رج و كلاف دريكديگر چيده شود داراي اتصالات كامل مي شود و اصطلاحا ديوارسازي داراي دوخت و دوز مي باشد. اما در پاره اي موارد ديوارهاي باربر و غير باربر جدا از يكديگر ساخته مي شود . اتصالات در اين ديوارها جهت ساختن قسمتهاي بعدي به يكديگر وسيله هشت گيرهاي طويل نرمي و مادگي به وجود مي آيد . مسلما هر چه طول هشت گير بلند تر و يا عميق تر باشد اتصال دو ديوار در يكديگر بهتر انجام مي شود . پس از ساختن ديوار و ستون و پايه ها در محل دربندها به مرحله اجراي قوسهاي نعل درگاه مي رسيم .
ترسيم قوسها :
رسم قوسها در روش مختلف و طبق ضوابط خاص خود به وجود آمده كه از آنها به شكلهاي مختلف و براي كارهاي گوناگون تزئيني و باربر به عنوان پوشش در نعل درگاه استفاده مي شود . رسم قوسها در اشكال مختلف ممكن بوده كه اگر ضوابط و مراكز ترسيم در چهار چوب طول دهنه (L ) باشد شكل كار اصولي خواهد بود .
اشكال بعدي تعدادي از قوسها چه به صورت تزئيني و چه به صورت باربر مورد بحث و بررسي و ترسيم خواهد بود . اين قوسها نموداري از قوسهاي اصلي و مادر مي باشد كه نحوه ترسيم آنها رادر ضوابط دهنه بررسي مي كنيم . بديهي است كه در چهار چوب همين ترسيمها مي توان خود قوسهايي نيز رسم كرده ومورد استفاده قرارداد.
پوشش قوس نعل درگاه: پس ازساختن ديوار وستون تا ارتفاع لازم و ياجرزهاي باربر در بين درهاو پنجره ها ازوجود قوسهاي كماني ، دايره و ياتيز آنهم نسبت به نيروهاي وارد بر قوس ،زمينه بنايي آن فراهم مي شود. پس از انتخاب نوع قوس و ساخت قالب قوس واستقرار آن درتكيه گاهها به طوري كه دربناهاي خشتي از آن بحث گرديد. بنايي قوس بارعايت پيوند – شاقول وشمشه كردن جوانب قوس برابر با اصول پوشش قوس اجرا شده وآماده بهره برداري مراحل بعدي ازجمله كونال سازي و دست انداز چيني و در نهايت آماده شدن كلاف بندي چهار ديواري جهت پوشش سقف و طاق ميگردد.
پوشش قوسهاي تزئيني
در مواردي كه پوشش نعل درگاه وسيله قوسهاي تزئيني انجام ميگردد. معمولا از اين قوسها باربري كم داشته مسلما براي باربر شدن اين دسته ازقوسها درقسمت مياني و بر روي اين قوس قوس مخفي و باربر ساخته مي شود كه نيروهاي مراحل بعدي را قوس باربر تحمل ميكند.
ضوابط ساخت قوس :
براي دهنه هايي تا 20/1 متر از قالب گچي استفاده مي شود . چنانچه عرض ديوار يك آجره باشد از وجود يك قالب و اگرعرض ديوار بيشتر باشد از وجود دو قالب يكي در سمت جلو و ديگري در سمت عقب استفاده مي شود كه از اجراي جز به جز بنايي آن ميگذريم و فقط بدان اشاره كوتاه ميكنيم . چنانچه فاصله و دهنه قوس طويل باشد وزن قوس نيز بيشتر بوده كه در اين حالت از قالببندي چوبي و قالبهاي دوبله به همراه كلاف بندي و پايه هاي باربر استفاده مي شود .
طريقه ساخت قالب چوبي
در قوسهاي نعل اسبي و نيم دايره بيشتر و در قالبهاي قوس تيز در ناحيه كونال داراي دور و در ناحيه شانه وتيزه به دور كم مي رسد و در تيزه به يك نقطه ختم مي گردد.
مسلما در چنين شكلي قطعات تخته در قسمت زيرين طويل و در قسمتهاي بعدي از تخته هاي كوتاهتري كه دور قوس را جوابگو باشد استفاده مي شود ،تا دور ريز تخته و ريزش آن به حداقل برسد . پس ازرديف كردن تخته هاي مذكور و پشت بند كوبي به فاصله هاي لازم به طوري كه تمامي قطعات كاملا درگير و مهار شوند بدنه قالب ساخته مي شود .
ترسيم قوس بر صفحه قالب :
قوس مورد نظر برابر ضوابط ترسيم بر روي بدنه قالب اصطلاحا خط
مي شود . سپس به وسيله اره بار يك بر خط قالب بريده شده والگوي قوس به وجود مي آيد مسلما قالب چوبي مذكور در دو عدد يكي براي سمت جلو و ديگري سمت عقب دريك خط ساخته شده و آماده استقرار ميگردد.
شمع بندي زير قالب :
برابر با ارتفاع ستون آجري و گوه گذاري زير ستونها و ضخامت كش اندازه شمع مشخص شده و تهيه مي گردد . سپس به وسيله دستك وبا رعايت گونيا شمع ها به كش متصل
مي شود. بديهي است در دهنه بين 120 تا 200 سانتيمتر از سه شمع در زير قالببندي استفاده ميگردد كه در اين حالت به وسيله چپ و راست ستونها با يكديگر مهار مي گردد.
استقرار قالب در بين ستونها آجري ( در دهنه )
ستونهاي چوبي به يكديگر كلاف شده وبر روي گوه مستقر مي شود وتراز مي گردد وستونهاي جلو با ستون هاي عقب نيز وسيله دستك به يكديگر مهار شده سپس قالبهاي تهيه شده بر روي كشها در حالت تراز يكديگر واقع مي شود .قالبهاي چوبي وسيله دو يا سه دستك نيز از ناحيه سر مهار مي گردد .
پوشش قوس :
ضخامت رجها و ملات خور آنها بر روي قالب چوبي محاسبه مي گردد تا در سر تيزه نيم لايي ويا جفت پيوند به وجود نيايد . درمواردي كه چنين پيش آيد با كم وزياد كردن ملاتخور رجها نقيصه نيم لايي را برطرف ميكند . پس از خيس شدن كردن پاكار ، ملات خميري ملايم را به تكيه گاهها كف كش كرده ، آجر آبخور را نيز با ملات ملايم اصطلاحا كف سوز مي كنيم اولين رج نصب ميگردد .
توجه : ملات خور آجرهاي قوس در محل نشست بر روي قالب هشت ميليمتر و عمود بر قالب خواهد بود . مسلما پشت آجر را بايد اصطلاحا بالا آورده تا زاويه 90 درجه از آجر با قالب به وجود آيد . در اين حالت است كه بند بالا از كمان دايره اي بزرگتر به دست مي آيد كه تقريبا سه برابر ملاتخور ناحيه پايين مي باشد .
ملات خور قطور وسيله لاشه آجر و كاربند يا اصطلاحا گاز پر مي شود و اين كاربند سبب انتقال نيرو به رجهاي زيرين وعضوهاي آجري ميگردد.
چنانچه از وجود كاربند و لاشه آجراستفاده نشود مسلما نيرو به ملات وارد شده و امكان خرد شدن ملات پيش مي آيد . رجها در دوطرف با اصول ريسمانكشي و شاقول كردن وشمشه كردن آنها با استفاده از چوب اندازه گيري رج به رج دنبال ميگردد.
بستن تيزه قوس :
به طوري كه گفته شد نصب رجها از دو طرف همگن با رعايت شمشه كردن و كنترل شاقول و رعايت بندها رج به رج ازدو سو دنبال شده تا به رجهاي پاتوپابرسيم . وسيله رجهاي يخ و كاردي تارك با ملات عسلي دستي و رعايت پيوند بنايي قوس به پايان آمده كه پس ازتميز كردن ناخنكهاي گچ و باز كردن قالبها قوس بند كشي مي گردد .

توجه : به طوري كه معلوم است نگهداري دو شانه قوس وسيله آجرهاي نصب شده در تيزه مي باشد كه اگر اين عمل انجام نگردد و قالب برداشته شود شانه هاي قوس فرو مي ريزد.
دست اندازچيني : پس از پايان بنايي قوس، ستونها و طرفين آن كه كونال گفته مي شود رج به رج و با رعايت پيوند از دو سو چيده مي شود . مسلما اين رج چيني به طور هم سطح در چهار ديوار فضا با رعايت پيوند وهشت گير بنايي شده تا به طاق ضربي برسيم.چنانچه پوشش ازنوع طاق ضربي باشد پا طاق آن با رعايت پخ سازي مي شود .

اگر پوشش طاق ضربه داراي دور كم باشد . براي پيش گيري از رانش ادامه ديوار سازي طبقه بالايي بر روي ديوار طبقه زيرين ساخته مي شود تا اصطلاحا پا كار سنگين گردد . در ضمن دوديوار متكي به دور قوس تا ارتفاع تيزه ساخته مي شود .
در مواردي اين ديوار به صورت لاريز تا سطح بالايي دور طاق بنايي مي گردد .
طاق ضربي
ارتفاع طاق ضربي نسبت به دهنه طاق بستگي داشته يعني هر چه عرض فضا زياد باشد ارتفاع آن بلند تر خواهد بود . معمولا خيز طاق در طبقه زيرين كمتر و در طبقه فوقاني بيشتر مي باشد تا خطر رانش قوس وديوار بوجود نيايد . ارتفاع خيز براي طبقه اول در هر متر 10 و براي طبقه بالايي 15 سانتيمتر انتخاب مي شود . يعني براي دو متر 20 و سه متر و 30 و چهار متر 40 سانتيمتر در نظر بوده در صورتي كه جهت طبقه بالا براي دو متر 30 وسه متر 45 و بالاخره با دهنه 4 متر حدود 60 سانتيمتر خيز قوس انتخاب
مي شود .
ضخامت طاق: ديوار عرضي محل اتكا طاق ضربي مي باشد . فرم كمان آن وسيله گچ به ديوار كف كش مي شود . كف كش كردن گچ سبب مي گردد كه اولا ملات در بند رجهاي ديوار اثر كرده و باعث پيوند اولين رج از طاق گردد. در ثاني سطح هموار اين گچ كشي زمينه اي براي نگهداري اولين رج طاق ضربي مي باشد .
ترسيم قوس طاق ضربي : وسط دهنه تعيين مي گردد ، ارتفاع آن نسبت به دهنه بر روي خط عمودي مشخص مي شودريسمانكاربر روي خط عمود حركت داده شده تاخط كمان از دو تكيه گاه به نقطه كمان ازدو تكيه گاه به نطقه ارتفاع رسيده وقوس رسم شود . بديهي است عمل پايين و بالا كردن ريسمانكار تا پيدا شدن پاي شعاع ، كاريست مشكل همراه با اتلاف وقت .
قاعده ترسيم اصولي : چنانچه از نقطه ارتفاع H به نقطه A و يا B در دو پا كار خطي رسم شود واز وسط اين خط عمودي اخراج گردد تا محور قائم را قطع كند مركز خط دور پيدا مي شود.
نصب رج الگو: پس از خط كردن قوس به ترتيبي كه گفته شد ملات ملايم به فاصله يك سانتيمتر بالاتر از خط قوس كشيده مي شود . آجرهاي آبخوار با كف كش كردن گچ بر سطح آجدار آجر، آجر برملات گچ چسبانيده شده به طوري كه در راستاي خط قوس واقع شده و سبب نصب قطعات آجر مي گردد . باتكرار آن دو شانه به تيزه رسيده ، وسيله كاربند كردن رج اصطلاحا آخرين رج سر تو هم مي گذارد. بديهي است محاسبه رج طوري انجام مي شود كه در وسط دهنه سه قدمي ، نيمه ، كلوك ، شستي به كارنرود و فقط از آجر تمامي استفاده شود . مشابه رج الگو در ضلع مقابل همتراز و در راستاي رج متقابل چسبانيده مي شود. سپس به فاصله هاي هر نيم متر بين دو رج الگو ريسمانكشي مي شود و زمينه پوشش طاق فراهم ميگردد .

پوشش متن : وسيله ملات ملايم سطح رج اول كف كش شده سپس گچ مجدد كشيده مي شود و با رعايت پيوند عمل پوشش از دو شانه تكرار شده تا وسط دهنه رسيده وسيله كاربند كردن ختم كار به وجود آمده وبدين شكل رجهاي بعدي نيز نصب مي گردد.
توجه : قابل ذكر مي باشد كه عمل پوشش در محل بسته شدن رجهاي انتهايي به وسيله محاسبه دنبال شده تا از رج نيم لايي و يا پر ملات شدن بيش از حد پيشگيري شود.
پس از پايان كار سطح پشت طاق دوغاب ريزي شده تا يكپارچگي در طاق به وجود آيد. پس از دست انداز چيني تاهمترازي تيزه اصطلاحا كردههاي طاق با خرده آجر پر مي شود و سطح آماده فرش ويا اندود مي گردد .
توجه : جهت عايق رطوبتي مي توان ازپوكه معدني و قيراندود استفاده كرد سپس كف خواب ناوداني نصب شده و بعدا فرش پشت بام و يااندود كاهگل با شيب لازم انجام مي گردد .
توجه : جهت عايق رطوبتي مي توان از پوكه معدني و قير اندود استفاده كرده سپس كف خواب ناوداني نصب شده و بعدا فرش پشت بام و يا اندود كاهگل با شيب لازم انجام مي گردد. .

طاق خفته راسته : در پوششهاي آجري ازوجود شكل دادن درنحوه پوشش اطاق، اشكال زيبايي به وجود مي آيد . وجود اين نوع پوششها به نامهاي حصيري ، جناقي ،گل برگردان ، كلوك بندان و انواع گلچينهاي آجري بخصوص نوع خفته راسته كه بيشتر از همه مورد استفاده مي شود.
اين پوشش در مكانهايي نظير طاق سردابها ، حوضخانه ها ، زيرزمينهاي مسكوني و حتي در بعضي از اطاقها و سرسراها و ايوانها و در پوشش طاق دكاكين مورد استفاده فراوان بوده و مي باشد . امروزه از اين نوع اشكال در آجركاري نماها و پوششهاي تزئيني نهايت استفاده مي گردد .
پوشش طاق خفته راسته
براي شكل دادن به اين پوشش معمولا گلويي سازي مي شود . براي گلويي سازي از قالب چوبي كه داراي قوس مدوري تقريبا در دايره مانند باشد استفاده مي گردد . اولين رج چيني در چهار طرف انجام شده . محل نشست رجها در يكديگر پخ مي شود. با كمك قالب مدورابتدا وانتهاي رج دوم كه برابر دور قالب مي باشد بنايي شده بر دو رج نصب شده ريسمانكشي مي گردد و آجرها با رعايت بالا آوردن پشت آنها و لاشه گذاري درملات با پيوند نصب مي گردد .
يخ سازي : رعايت پخ سازي آجرها در محل تقاطع انجام مي شود . بالاخره نصب رجهاي بعدي با رعايت برگشت آنها به صورت مدور دور گلويي دنبال مي شود .
بديهي است بندهاي افقي نبايد از يك سانتيمتر تجاوزكند . چنانچه زيادتر از حد ذكر شده باشد ملاتخوز پشت رجها تا پنج سانتيمتر رسيده كه وسيله لاشه گذاري و يا آجرهاي كاردي ملاتخور اين قسمت كم مي شود .
توجه : در گلويي سازي چون رجها به صورت مدور معلق مي باشد ، بايد حتما در فاصله هاي لازم زير آنها شمع زده شود تا خطر شكست و جداسازي پيش نيايد . پر كردن پشت گلويي با رعايت پيوند نيز مورد توجه مي باشد .
رج پس نشين : پس از پايان گلويي سازي با رعايت پس نشين رجي به نام لانصب مي گردد و آجرهاي اين رج از يك طرف به صورت پخ كامل تراشيده و نصب مي شود . پخ كردن آجر جهت نشست و درگيري طاق مي باشد چنانچه به جاي آجر پخ از آجر قفلياستفاده شود نشست و درگيري طاق با اطمينان در گلويي نگهداري مي شود .

دو طاق اين پوششها با دورهاي مختلف انجام مي شود مسلما هر چه دور اطاق زيادترباشد عمل پله شدن در رجها بيشتر مي شود . اين نوع پوششها جهت زيبايي كار با دورعدسي بنايي مي شود . مسلما دور قوس كم بوده ودر اثر وارد شدن ضربه برآن احتمال شكست را به وجود مي آورد .
توجه : قبل از پوشش طاق ، كونال سازي و پر كردن پشت گلويي به طرز مطمئن انجام مي شود .

محاسبه پوشش طاق خفته راسته : معمولا فضاي پوشش مربع مستطيل مي باشد كه ازمحاسبه ازا ين فضا و تكرار آن در دیگر اين پوشش با رعايت كلي در وسط به پايان مي رسد . براي محاسبه نصف طول و نصف عرض مشخص ميگردد وبا مداد بر روي رج پس نشين معلوم مي شود. از يك گوشه ضخامت آجر و ملات خور آن به شكل كلوك و سپس راسته « خوابيده » و بعد از آن آجرتمامي – سه قدي- دو قدي – كلوك و مجددا راسته وبالاخره ضخامت آجرهاي بعدي در خط وسط واقع مي شود. يعني محور در وسط ضخامت آجر قرار مي گيرد . بدين شكل در بعد دوم محاسبه تا ضخامت آجر در محور بعدي تكرار مي شود.
بنايي طاق خفته راسته :
پوشش اين طاق به استادي ومهارت سازنده بستگي كامل داشته معمولا در وسط دهنه يك ريسمانكار كشيده مي شود . در مواردي ريسمانكشي در تعداد بيشتر جهت رعايت غلت طاق انجام ميگردد شروع كار از چهار گوشه با رعايت محاسبه به صورت آجرهاي خفته و يا آجرهاي راسته با رعايت دور طاق عمود بودن آجرها با يكديگر به شكل مثلثي پوشش مي گردد .
ادامه كار با پركردن راس مثلث و حركت پاتوپا آجرهاي خفته و راست تا وسط دهنه خواهد بود . به ترتيبي كه گفته شد عمل پوشش از ضلع مقابل نيز تكرار مي گردد تا به وسط دهنه رسيده و بالاخره با رعايت رجهاي پاتوپا به تيزه خواهيم رسيد . تيزه بندي با رعايت به وجود آمدن گل سه و يا پنج رجي به پايان مي رسد. قابل ذكر مي باشد كه عمل كف كش كردن سينه كار و آجر و كف سوز كردن ملات سبب نگهداري رجها مي شود . ضمنا از وجود شمشه كردن آجرها در محورث كه فاقد دور مي باشد استفاده مي گردد . بند آجرها با ملات ملايم نيز موقتا بندكشي شده تا در عمل دوغاب ريزي ، دوغاب به زير طاق اصطلاحا شره نكند . پس از پايان پوشش دوغاب عسلي بر پشت طاق ريخته مي شود تا يكپارچگي در كار پوشش بوجود آيد .
پوشش هاي تزئيني :
به طوري كه قبلااشاره شد از وجود انواع حصيري و جنافي و جهت پوشش طاقها استفاده مي گردد. در اين نوع طاقها محاسبه نيز وجود داشته و بنايي از يك طرف و يك گوشه شروع مي شود وبا رعايت ريسمانكشي در طاق و نحوه عمود بودن قطعات آجر با يكديگر نصب آجرها دنبال مي شود .
طاق رومي :
اين طاق كمتر در منازل مسكوني مورد استفاده بوده و بيشتر در اماكن عمومي نظير مدارس و مساجد و غيره مورد استفاده مي باشد . پوشش اين طاق به صورت ادامه رج چيني ديوارها تا تيزه مي باشد . در اين پوشش دور طاق در مايه قوسهاي تيز بوده كه دو قالب چوبي مقاوم و بااتصالات كافي به طوري كه قبلا گفته شد ، ساخته شده وقالب مذكور بر روي كلاف بندي شمعها يكي در سمت جلو و ديگري در سمت عقب و همتراز يكديگر نصب مي شود و قالبها وسيله وادار نگهداري مي گردد. ضمنا ستونهاي زير قالب وسيله وابند و چپ و راست با يكديگر كلاف شده وطاق آماده پوشش مي شود .

بنايي طاق : ضخامت رجها همراه با ملاتخور بر روي قالب خط شده. ضخامت ملات در ناحيه غلت دور كمتر از قسمت شانه محاسبه مي شود كه ملاتخور پشت طاق زيادنگردد . محاسبه رجها نيز تا نيزه طوري انجام مي شود كه در ناحيه تقاطع دو شانه نيم لاني به كار نرود . پس از خط كردن رجها بر روي قالب كار پوشش بدين شكل شروع مي شود . كلوك آجري را به ريسمانكار حلقه زده به طوري كه وزن كلوك باعث كش آوردن ريسمانكار شده و يا به وسيله ميخ بر محل محاسبه رجها كوبيده شده بر ميخ ريسمانكشي ميگردد . ملات گچ بر روي رج زيرين كف كش شده و آجر با رعايت پيوند زير به طوري كه دقيقا در حركت قوس و در راستاي ريسمانكار واقع شود . يك رج از يك جهت و يك رج از جهت ديگر پوشش مي شود تا فشار طاق از دو طرف بطور رجها بوجود مي آيد ملاتخور زياد بوده كه به وسيله لاشه گذاري و كاربند كردن ضخامت ملات بين دو رج كم مي گردد .
در اين پوشش ملات طوري كشيده مي شود كه پس از فشار آوردن به آجر تا راستاي ريسمانكار ملات به خارج از بندها اصطاحا شره نكند .
در مواردي وسيله شمشه ملات ، ملات باريك به صورت پخ كشيده مي شود تا ملات رجها به بيرو راه نيابد . ضمنا پوشش طاق با رعايت ملاتخور يكنواخت انجام مي گردد . محاسن اين عمل سبب مي شود كه در مواقع دوغاب ريزي پشت طاق ، دوغابه به سطح طاق روان نگردد . پوشش طاق بعد از هر چند رج وسيله شمع بندي مهار مي شود تا خطر جدا شدن طاق پيش نيايد . مسلما شمع زني در فاصله هاي لازم تكرار ميگردد . پوشش طاق رج به رج و به طور همگن تاتيزه دنبال شده و با رعايت رجهاي پخ و سپس كاردي تيزه وسيله گچ مقاوم و عسلي و كاربند كردن به آخر مي رسد .
توجه 1 : كاربند كردن پشت تمامي رجها از شروع تا پايان غلت دور به علت ملاتخور زياد پشت رجها از مسائل مهم اين پوشش مي باشد .
توجه 2 : در موقع پوشش كف كش كردن گچ هاي اضافي به پشت طاق الزامي مي باشد .
توجه 3: پس از پايان كار دوغاب ريزي عسلي بر پشت طاق باعث يكپارچه شدن طاق مي گردد .
كونال سازي : اطراف طاق به صورت رج چيني همتراز در دوشانه با پيوند چيده مي شود و متن به دست آمده با مصالح سبك مانند كف جوشهاي كوره اي آجر پزي و يا كف بادهاي ممزوج زغال سنگ و يا خرده آجرها همراه با نخاله گچ و يا مصالح ديگر پر مي شود . سپس فرش بالاي آن بنايي شده . چنانچه سطح طاق پشت بام باشد . پس از عايق رطوبتي فرش آن انجام مي گردد .

چشمه و تويزه در بناهاي آجري
در بناهاي آجري و مسكوني از وجودتويزه و چشمه استفاده مي شود . نحوه عمل نظير پوششهاي طاق و تويزه خشتي بوده با اين تفاوت كه درتويزه بندي از نوع مصالح خشتي ، لنگه قالبها درداخل كار وپوشش باقي مي ماند . اما در پوشش چشمه وتويزه سرپايه ها و قوس ساخته مي شود و سپس چشمه طاق در آن پوشش مي گردد كه ذيلا به شرح آن مي پردازيم :
سرپايه سازي : ديوار چيني به صورت اسپرهمراه با كلاف سرپايه ها تا ارتفاع زير پاكار چيده مي شود . معمولا سرپايه قطورتر از ديوار اسپر ساخته شده زيرا نيروهاي فشار طاق را سرپايه ها تحمل مي كنند .
پوشش قوسهاي سرپايه : به علت دهنه زياد قالبها اين قوسها از چوب ساخته مي شود تا تحمل وزن قوس را داشته باشد . معمولاعرض سرپايه بيشتر از 50 سانتيمتر مي باشد و ضخامت ان به اندازه 5/1 تا 2 آجر و درمواردي بيشتر از اين حد نيز مي باشد . پس از محاسبه رجها بر روي قالب ، پوشش ازدو شانه بدين شكل بنايي مي گردد . آجر دو نبش ستون بر روي دو بدنه قالب نصب شده وبا شمشمه كوچك همياد مي شود . آجرهاي متن در راستاي آجرهاي دو نبش از جهت زير و سطح بالا همباد و تراز مي شود .
به علت نشست طاق در سرپايه يك نيمه از سر پايه جهت نما باقي مي ماند. يعني بقيه قوس پخ شده و پاكار جهت پوشش چشمه در نظر گرفته مي شود .
به طوري كه گفته شد ، نصب رجها ازدو طرف تا تيزه بنايي شده و پوشش سرپايه به پايان مي رسد . بديهي است سرپايه مشابه به فاصله5/1 تا 4 متر در راستاي سر پايه اوليه ساخته مي شود . مسلما هرچه فاصله دو سر پايه از يكديگر دور باشد پوش طاق به شكل گنبدي وپله در مي آيد كه اين حالت آنرا باربر مي سازد .
توجه : چنانچه از پوشش چشمه باربري نيرو خواسته نشود مي توان آنرا با ارتفاع كم پوشش كرد .
پوشش چشمه
پوشش طاق به ضخامت يك آجر با رعايت غلت از وسط دهنه به طرف دوستون به شكل پخ و يا پس نشين ساخته مي شود . چنانچه فاصله دهنه كم باشد پوشش با دور كم و به صورت رجهاي افقي مي باشد چنانچه دهنه زيادي باشد پوشش طاق به شكل پاتوپا و در فرم ساده و درمواردي به شكل حصيري ويا خفته راسته بنايي شده كه اين پوشش چه در حالت معمولي و چه در حالت تزئيني بدون قالب انجام
مي شود و به مهارت استادكار طاق پوش بستگي دارد .
در مواردي كه دهنه طاقها زياد باشد و نتوانيم از قسمتهاي مياني جهت روشنايي فضا استفاده كنيم در طاق سوراخي جهت نورگير خالي گذارده مي شود .
پس از پايان پوشش دوغاب ريزي بر سطح پشت طاق و سرپايه ها انجام شده و كوتال سازي مي شود چنانچه دهنه طاق طويل باشد از « كنو» سازي و اگر كم باشد كرده هاي طاق وسيله مصالح سبك و پر حجم پر شده سپس مرحله عايق رطوبتي و اندود كاهگل انجام مي شود . در مواردي با موزاييك و يا از آجرهاي سبز و زرد فرش شده وبند آجرها وسيله ملات ماسه آهنگ و يا ملات مقام ديگري بندكشي مي گردد . بديهي است قسمتهاي داخلي وسيله بند كشي مسطح و يا تزئيني به شكل فتيله برجسته
مي شود . در مواردي نيز بر سطوح آجركاري اندود گچ شده و مورد استفاده واقع ميگردد .

مباني طراحي ضد زلزله در بناهاي آجري طاقي و چوب پوش
در گذشته ملات ساختمانهاي آجري از گچ بوده و امروزه از ماسه آهك و ياملات با تارد و يا ملات مقاوم ماسه سيمان استفاده مي شود كه داراي پيوند بسيار خوبي بااجزا آجرها و رجها داشته و اين دسته ازملاتها در سوراخهاي ريز پشت آجر اثر مي كند .
آجرهايي كه از خاك خوب وتركيب متناسب تهيه شده ودر حرارت لازم پخته شده داراي مقاومت مرغوب مي باشد . چنانچه اين آجر در موقع كار با رعايت آبخور شدن با ملات غوطه وري ممزوج بكار رود پس از خودگيري درمواردي جداسازي اين دو عضو ازيكديگر با زحمت و يا به وسيله خردشدن اسكلت پارچه اي استخوانبندي آجركاري انجام مي گيرد .
مسلما اين چنين مقاومتي در آجركاري اجزا را در مقابل حركات زمين و زمين لرزه پايداري مي كند .

كلاف بندي در پوشش نعل درگاه :
در و پنجره فضايي مي باشد كه بين دو ديوار و يا دو ستون جدا ازهم پيش بيني مي شود .اين دو عضو جدا شده از يكديگر به وسيله قوس پوشش شده وسبب دست اندازي اسكلت آجري مي شود . در اين حالت دو ستون و طاق از يكديگر جدامي باشد كه اگر در ستونهاي زير قوس چوب مشته به كار رود و چوب مشته ها وسيله كش و چپي به يكديگر متصل گردد اتصال و مهاري بين اجزاء زيرين طاق بوجود مي آيد . اين روش ديواره هاي آجري را با رعايت مكانهايي باز بمانند در بند ، در و پنجره و غيره در مقابل زلزله مقاوم مي سازد .
نعل درگاه سازي :
چنانچه خواسته شود قوس در محل در و پنجره و يا دربند ديده نشود و سطحي صاف بوجود آيد ازوجود كش گذاري مجدد در محل پاكار قوس بر روي ستونهاي آجري استفاده ميگردد. زير دوكش در طرفين توفال كوبيده مي شود و روي كشها تا زير طاق تيغه شده و با اندد سطح صافي بدست مي آيد .
بديهي است اگر اين چوبها به چوب مشته متصل و ميخ گردد ، اتصالات كلاف بندي چوبي را دو چندان ساخته و مقاومت اجزا ستون و قوس رامقابل زلزله اضافه ميكند .
كلاف كشي در طاق ضربي و فضاهاي تيرپوش
در تقاطع ديوارها و در قسمتهاي مياني چوبي مشته گذاري مي شود . كشها در طول و عرض فضا بر روي چوب مشته وصل ميگردد. از اين رو كلافي كامل بين ديوار و پوشش فضا بوجود مي ايد كه تا حد زيادي اسكلت را در برابر زلزله مقاوم مي سازد. بديهي است هرچه تيرها و چوب مشته ها مقاومتر و نوع اتصالات عضوها كامل ساخته شود ، پيوند و اتصال طاق واسكلت زير آن اصولي خواهد بود . اين اتصالات ميتواند در زير طاق و يا بالاي آن انجام شده از اين روش مي توان در مهار كردن سقفهاي چوبي در بناهاي آجري نيز استفاده كرد .
كلاف بندي طاقها پا توپا : به طور اختصار گفته شد كه از روش كشيدن ستونهاي باربر در طاقهاي پاتوپا در ناحيه پاطاقها و از كف وسيله شناژهاي آجري ستونها باربر كاملا مهار شده ودر مقابل زلزله مقاومت مي كند . اضافه مي گردد كه در تله بست بناهاي آجري كه به وسيله چوب انجام مي شود اجراي اتصالات تاحدي ضد زلزله مي باشد كه شرح آن را بررسي مي كنيم .
ساختمانهاي آجري تير پوش
در بناهاي آجري تيرپوش ، سقف مسطح و نعل درگاهها اكثرا نيز به شكل تخت و از چوب استفاده
مي شود .در اين بناها امكان تخت نشان دادن زير قوسهاي باربر در محل درها و پنجره ها و دربندها نيز ممكن مي باشد .ضمنا اگر در نماي اين بناها قوس آجري بكار رود اجراي آن بصورت تخت مي باشد . بطور كلي در اين بناها اجراي قوس بطور مسطح انجام شده كه تكاملي است در بناهاي چوب پوش .
قوس تخت : كاربرد اين قوس درنماي آجري و براي دهنه حدود 5/1 متر مي باشد . وسط دهنه به اندازه 2 تا 3 سانتيمتر خيز در نظر گرفته مي شود كه به علت ناچيز بودن آن بدان قوس تخت مي گويند .
بنائي قوس تخت : ابعاد اين قوس معمولا به ارتفاع 5/1 تا 2 آجر و به اندازه عرض ديوار كه نبايد كمتر از 5/1 آجر باشد ساخته مي شود .در وسط قوس تير مقاوم چوبي با گيرلازم به اندازه 50 سانتي متر از هر طرف بر روي دو سر پايه نصب مي گردد.
جهت نگهداري قوس تخت ، شمشه اي همتراز دوسر پايه نصب شده و وسط آن با ملات گچ به اندازه 2 تا 3 سانتيمتر دور داده مي شود آنگاه نماي كار ريسمانكشي مي گردد . محاسبه رجهاي قوس انجام شده و بنايي قوس با رعايت همگن از دو جهت وسيله ملات گچ مقاوم و آجر آبخوربا اصول پيوند وعمودي رجها و چرخش آجرها در اطراف تير مقاوم چوبي انجام ميگردد . در اين پوشش وزن قوس تخت وسيله تير چوبي تحمل ميگردد.
قوس مخفي(دزد): زماني كه دست انداز بالاي قوس تخت زياد باشد بر روي قوس تخت قوس مخفي با دوركافي ساخته مي شود . پاي اين قوس روي ستون آجري مي باشد . ازاين رو نيروهاي وارده از قوس مخفي به ستون منتقل شده و بر قوس تخت اثر نمي كند .
اين قوس وسيله ملات مقاوم و آجر آبخوارسبز وزرد بنايي ميشود. عرض قوس مخفي يك كلوك كمتراز عرض ديوار و ستونهاي آجري مي باشد . يك كلوك جهت آجرهاي قلمداني نما تا ارتفاع قوس مخفي خواهد بود .
نعل درگاه چوبي و پالونه سازي
به طوري كه درنعل درگاه سازي بناهاي خشتي ملاحظه گرديد با روش نعل درگاه سازي وپالونه سازي مي توان روي دربندها را پوشش باربر تخت ساخته كه ازذكر و ترسيم آن خودداري مي شود .
تخت سازي زير قوس هاي باربر
به طوري كه قبلا اشاره شد زماني كه سر تيرهاي پوشش بر روي نعل درگاهها باشد ويانيروي فشاري بيش ازحد برنعل درگاه وارد شود محل درگاه و دربند و در ورودي با قوس باربر ويا دايره پوشش
مي شود . سپس دونبش زيرقوس به اندازه 5 سانتيمتر خالي شده و دو تيرگرد وسيله ملات گچ جاسازي مي گردد .زير دوتير نعل درگاه پرواز توفال وبا رعايت فاصله كوبيده مي شود . نماي جانبي دو طرف بر روي تيرها تيغه شده و سطح توفال و تيغه اندود ميگردد .
تير ريزي :
به طوري كه در بحث بناهاي خشتي گفته شد پس ازدست انداز سازي سطح ديوار جهت تير ريزي سقف تخت مي گردد . براي اتصال سقف به اسكلت آجري بهتر است در تقاطع ديوارها چوب مشته گذاري شود و كشهاي طولي به چوب مشته ها ميخ شده و تيرهاي باربر به قطر حدود 20 تا 25 سانتيمتر با رعايت اصطلاحا نعل برداري بركشها به شكل سر و ته متصل شود .
ديوارهاي اطراف تا سطح تيرهاي پوشش چيده شده وآماده پرواز ريزي مي گردد .
انجام پروژه های نرم افزاری در فریلنس پروژه
پرواز ريزي :
پرواز ورقه هاي تخت به طول 50 سانتي متر و به عرض تقريبي 10 سانتي متر و به ضخامت 5/1 سانتيمتر مي باشد كه از چوبهاي گرد متوسط به دست مي آيد. كه ابتدا سرشاخه هاي آن گرفته شده به وسيله تيشه نجاري لاپه وسپس به صورت ورقه هاي 5/1 سانتيمتري در آمده و با تيشه تيز تسطيح ميگردد. ورقهاي پرواز برروي تيرها چيده شده و سرآنها يك درميان وسيله ميخ سنجاقي به تيرها كوبيده ميشود.
پوشش سقف: پس از حصير وياني ريزي بر سطح پرواز حدود ودوازده سانتيمتر غوره گل ريزي شده و گل لگد و همسطح مي گردد . شيب بندي وسيله خاك كشي انجام شده باقراردادن كف خواب ، ناوداني ، سطح پشت بام اندود كاهگل مي شود .
سقف توفال و مهارسازي آن
تير شلاقي :
رطوبت ناشي از بخارهايي كه درفصول سرد ازظروف آب روي چراغ وبخاري در فضا جمع مي شود بر سقف كاذب توفال يعني به پرواز توفال و تير توفال پوشش اثر ميكند . و عمل افت و كمانش د راينگونه سقفها را سبب ميگردد،كه اصطلاحا گفته مي شود سقف كاذب خودش را انداخته است . مسلما بعد از قطع رطوبت و خشك شدن تدريجي در اين پوشش عمل منقبض شدن در ان به وجود
مي آيد كه دقيقا اثر افت خمش كه اصطلاحا به آن سينه شدن پوشش گفته مي شود مي باشد.
اينگونه فعل و انفعالات ( انبساط درفصل گرم ، انقباض در فصل سرد ) سبب ترك برداشتن سطوح اندود كه اكثرا از ملات كاهگل و رويه گچ مي باشد مي گردد كه در بعضي موارد به علت تركهاي عميق خطر ريزش اندود با جدا شدن پرواز توفال از تيرهاي ان وجوددارد . براي پيشگيري از اين امر مواردي به شرح زير اتخاذ مي شود .
روش اجرا :
- دو تير يكنواخت ، مقاوم به قطر حدود 20 تا 25 سانتيمتر در طول اقطار فضا با گيري كافي براي نشست در ديوار از هر طرف حدودد 30 سانتيمتر آماده مي شود. اين دو تير در دل يكديگر به شكل اصطلاحا « زين اسبي » نشست ميكنند كه دقيقا محل برخورد و نشست دو تير به اندازه زين اسبي مي گردد و دوتير با كلاف در يكديگر هم سطح مي شود.
- محل نشست تير بر روي ديوار و پايين تر از تيرهاي باربراصلي به اندازه 5 تا 10 سانتي متر كه اصطلاحا به آن تير كشي شلاقي گفته مي شود در ديوار كارگذاري شده واطراف آن به وسيله ملات گچ و آجر آبخور ، بنايي مي گردد . اين فاصله خاصيت آلاستيسيته تيرهاي پوشش را بر تير شلاقي خنثي مي سازد .
- در محل تقاطع دوتير بر روي يكديگر باميخ بلند اتصال به وجود مي آيد. چنانچه اين دو تير باتسمه كشي فلزي با يكديگر كاملا درگير شوند از جهات مختلف اصولي خواهد بود .
- تيرهاي شلاقي كشي بايد در حالتي كاملا تراز قرار گيرند. تيرهاي توفال مستقر شده درمحل خود در تقاطع بااين تيرها تماس خواهند داشت كه با ميخ كردن تيرهاي توفال به تيرهاي شلاقي و بخصوص به وسيله تسمه كشي عمل مهارسازي در سقف كاذب به وجود مي آيد. اين اجرا خطر انقباض و انبساط را در سقفهاي توفال خنثي مي سازد .
توجه : استقرار كلاف كشي مذكوررا مي توان قبل و يا بعد از تير ريزي اصلي و خارجي انجام داد . كارگذاري تيرهاي مذكور تيرهاي مذكور در سفت كاري قبل ازتيرهاي پوشش اصلي ، بهتر واصولي تر خواهد بود .
اجراي سقف توفال
پوشش سقف توفال به اندازه 30 تا 35 سانتي متر پايين تر از پوشش سقف اصلي و خارجي بدين شكل انجام مي شود .
- به اندازه عرض فضا با گير بيشتراز 10 سانتيمتر از هر طرف ، تيرهاي مفاوم و يكنواخت كه زائده هاي آن گرفته شده باشد و به قطر 12 تا 15 سانتيمتر نسبت به فاصله دهانه فضا و در تعداد لازم آماده مي شود .
- بر سطح ديوار خط تراز كشيده مي شود . بااستفاده از خط تراز محل نشست تير توفال ، بر ديوار و در راستاي سطح زيرين تيرهاي شلاقي به فاصله محورتامحور50 سانتي متر انجام مي شود .
توجه : سوراخهاي محل نشست تير توفال از يك طرف حدود 12 سانتيمتر و از طرف ديگر 20 سانتيمتر خواهد بود كه درقسمت مياني زيرين زير تيرهاي پوشش خارجي انجام ميگردد . به طوري كه گفته شد ، گير تير با اضافه طول دهانه ازهر طرف 10 سانتيمتر در محل خود به وسيله ملات گچ مستحكم مي شود . مرحله بعد كوبيدن پرواز توفال توسط ميخ سنجاقي بر سطح تيرهاي توفال و با رعايت فاصله مي باشد .
سپس اندود و موارد ديگر آن انجام مي گردد.

توجه : به طوري كه قبلا اشاره شد در ساختمانهاي خشتي و آجري با سقف چوب پوش ، نعل درگاه سازي نيز باتيرهاي باربر اجرا مي شود . پس ازاجراي مراحل تير ريزي سقف ، مرحله ناودان گذاري و سپس اندود كاهگل انجام ميگيرد .
تير چوبي در نعل درگاه سازي
ناودان گذاري افقي در بناهاي خشتي و آجري


نظرات